تبليغاتX
shajarian
محمدرضا شجریان/جام تهی منصور ملکی : موسیقی ایرانی ،در دستگاه هایش، نمي تواند از شعر امروز استفاده کند ، این دو نمی توانند با هم جور شوند، ترکیب شوند، کنار بیا یند، با هم باشند .تلاشهایی گاه مضحک و گاه بی ثمر شده است . می توانید به آن چه به عنوان یک تصنیف با صدای " حسین قوامی و شعر " نیما یوشیج" (تو را من چشم در راهم) گوش کنید ، یا همین شعر را با صداهای دیگر . اصلا دل ای دل تار ، یا سه تار با شعر امروز نمی تواند جور در بیاید. اصلا نمی شود "شعر امروز " را _ به اخص در تکاملش _ در دستگاه های موسیقی ایران خواند . مگر که چه بشود ، تا این دو ، تا اندازه ای با هم ، اثری را قابل تحمل و شنیدن کنند . " این که مگر چه بشود"، یکی از راه هایش استفاده از ارکستری است که درش سازهای غربی هم باشند .

به نظرم در تلاشهای گاه مضحک و گاه بی ثمر ، یکی دو اثر موفق بوده اند . از جمله "داروگ"ساخته محمد رضا لطفی ، با صدای محمد رضا شجریان و با تنظیم فرهاد فخرالدینی ، که خود فخرالديني هم رهبر ارکستر بوده است. "داروگ" شعری از نیما یوشیج ، شعری است اجتماعی- سیاسی ، با شگرد های نیما ، که "شعر" را از " شاعر " دور می کند .

از چند شاعر امروز ، که شعرشان مورد مهر و بی مهری موسیقی ایرانی بوده است، می توان از نیما ،اخوان ثالث ،شاملو ، فروغ و شفیعی کدکنی نام برد. "اخوان ثالث"به دلیل پای بندی اش به وزن نیمایی ، طبعا بیشتر مورد پسند آهنگسازان بوده است .

از این "مگر چه بشود ها" تلاش فوق العاده موفق ،متین موقر و قابل قبولی است ، در اثری با نام "پر کن پیاله را " ساخته "فریدون شهبازیان" با صدای " استاد محمد رضا شجریان " که این روزها با نام "جام تهی "به بازار عرضه شده است.

به راستی چگونه می توان با شعری متوسط از "فریدون مشیری" اثری جاودانه ساخت ؟

این کاری است کارستان که فریدون شهبازیان کرده است . "پر کن پیاله را " باصدای استاد  محمد رضا شجریان از این رو که از دهه پنجاه تا امروز تازگی خود را از دست نداده است جاودانه میشود . هنوز این اثر ، دلت را می لرزاند . هنوز به هنگام شنیدن، وقتی شجریان می خواند: "این جام ها که در پی هم می شوند تهی"، تکیه کلامش روی کلمه"تهی"، اشکت را سرازیر میکند .

هنوز ، وقتی در اجرای ارکستر، مضراب های سنتور ، به جا و به اندازه بر روی سیم های سنتور ، می خورد (می آید و می رود ) از هماهنگی سازها به شوق می آیی ." پر کن پیاله را" یادگار دهه پنجاه است، سال هاییکه موسیقی ایرانی به همت هوشنگ ابتهاج (ه ا .سایه) در برنامه "گلچین هفته" به شکوفایی می رسد . "گلچین هفته"، با کمترین وقت از وقت های رادیو ،در هر جمعه ، در آن سال ها که رادیو مروج ابتذال در موسیقی ایران بود، برای اهل موسیقی تنفسگاهی بود.

پر کن پیاله را" گر چه به ظاهر " شعر" امروز است ، اما از تمام قرار دادهای شعر سنتی برای ادای مقصود کمک می گیرد . به کار بردن " کاین" به جای "که این"، "ره "، به جای "راه" و استفاده از ضمایر شخصی پیوسته به صورت "ملکی" و "مفعولی" چون : "حال خرابم=حال خراب من"، "آبم نمی برد =آب مرا نمی برد"،"بستر خوابم =بستر خواب من "،"آن جا ببر که شرابم نمی برد=آن جا ببر که شراب مرا نمی برد" ،"به سرابم نمی برد=به سراب مرا نمی برد" و نیز به کار بردن فعل در جای جای جمله (عدم رعایت ترتیب اجزای جمله" به جای :"پر کن پیاله را"به جای "پیاله را پر کن"،"دریای آتش است که ریزم به کام خویش"به جای "دریای آتش است که به کام خویش ریزم" و ... شعر را بیشتر به شعر سنتی نزدیک می کند تا شعر امروز ، به اخص که مشيري اصرار دارد آن را در وزن نيمايي (تقطيع وزن عروضي)بسرايد .

اما حرف وحديث"پر کن پياله را" از اندوهي جانکاه و هميشگي حکايت مي کند، از دوراني که شاعرمي داند: که کاين آب آتشين هم ديري است ره به حال خرابش نمي برد ، از دوراني که مي دانيم کان و کاين آب آتشين ره به حال خرابمان نمي برد. "پرکن پياله را" صميميت و صفا و سادگي فريدون مشيري را دارد، اما در شعر امروز شعر متوسطي است که هرگز به گرد پاي "تو را من چشم در راهم" و "داروگ " نيما يوشيج نمي رسد و موضوع بحث ما را درباره ي جور نبودن موسيقي ايراني و شعر امروز ، منتفي مي کند. از سوي ديگر، با همه ي شرح و تفصيلي که از شعر دادم ،"پر کن پياله را" شعر سنتي هم نيست. شايد اين موقعيت در موفقيت شهبازيان بي تاثير نباشد. ارکستر اثري را به شور انگيزترين وجه با درآميختگي ساز ها مي نوازد. شجريان در دستگاه ماهور شش سطر (دوبند) از شعر را همراه با ارکستر مي خواند. استفاده ي به جا از صداي گوينده (آذر پژوهش) کمک مي کند که اثر قطعه ، قطعه شود و آن گاه صداي جادويي و سحر انگيز ويلن حبيب الله بديعي است که همه ي بار اثر را به دوش مي کشد . شجريان دوباره از آغاز شعر ، شعر را تکرار مي کند : پر کن پياله را / کاين آب آتشين / ديري است ره به حال خرابم نمي برد...قطعه اي جدا، اما به طرز ماهرانه اي پيوسته با قطعه ارکستري اول .

اوج و فرودها و تحريرهاي زيباو به اندازه ي استاد شجريان و نيز تلفظ درست کلمه ها، تو را وا ميدارد که يک شعر متوسط فريدون مشيري را همراه با خواننده زمزمه کني، شعري با تصاوير و ايماژ هاي کليشه اي(عقاب عشق،سمند سرکش و جادويي شراب، و يک مورد استثنايي: ترکيب وصفي بديع وزيباي "انديشه هاي گرم ").

شجريان همراه با صداي جادويي ويلن بديعي تا آخرين سطر شعر مشيري را مي خواند و باز ارکستر به همان طرز ماهرانه دو قطعه را به هم وصل مي کند. قطعات ارکستري در آغاز و پايان چون حلقه هاي زنجير، قطعه ي مشکل آوازي وسط را محکم نگه مي دارند تا در زنجيره ي اثر ، کل اثر را به يکي از درخشان ترين ساخته هاي موسيقي ايراني بدل کند.

بنابر آن چه درباره ي شعر مشيري گفته شد، شايد آوردن دو قطعه ي بي کلام "راپسودي براي سنتور و ارکستر "و"راپسودي براي تار وارکستر "(و هر دو در ماهور) و افزودن ساخته ي ديگر شهبازيان بر اساس آهنگي از محمدرضا لطفي، با غزلي از هوشنگ ابتهاج به نام "در کوچه سار شب" براي ارايه کاست و سي دي "جام تهي " بي مناسبت نباشد.

در کوچه سار شب " از معدود غزل هاي خوب اجتماعي- سياسي هوشنگ ابتهاج است که در اشاره ها و کنايه هاي بديع شرايط خفقان رژيم گذشته را به روايت مي کشاند. غزلي که اذن دخول گرفته است تا در کتاب فارسي دوم دبيرستان هم بيايد.

در اجراي شجريان، جايي شجريان سه کلمه ي "عزيز"،"عزيز "و"عزيزان" را به غزل سايه افزوده است، چنان که چنگ در جگرت بيفکند، بس که غم انگيز مي خواند.

انتشار "جام تهي" قدم مبارکي است براي ادامه ي اين کار پسنديده تا آثار به جا مانده و کمتر يا اصلا پخش نشده از راديو و تلويزيون ، دوباره با کيفيت خوب در دسترس نسل جواني باشد که با موسيقي ايراني و شعر امروز (نيمايي و سنتي )يا بيگانه است يا احساس غربت مي کند .

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 21:10 توسط علی میرزایی |

 

نیما یوشیج

fmpcal27فریدون مشیری

سرود مهر

  بوی بارانزمستان است مهدی اخوان ثالث
 هر يک سر و سري با موسيقي اصيل ايراني داشته اند. به غير از شاملو که علناً مخالفتش را با موسيقي ايراني اعلام مي کند و فروغ که نشانه اي از آشنايي اش با موسيقي ايراني نديده ام؛ ديگر شاگردان و پيروان نيما حتي دستي به ساز داشته اند. در اين بين، نماد موسيقي ايراني در اين چند دهه استاد محمدرضا شجريان يکي از جدي ترين شخصيت هاي موسيقايي است
SohrabSepehri.com
سهراب سپهری

در دوره هايي، کساني اين افتخار را پيدا مي کنند که «نماد» و «نماينده» فرهنگ ملي و هنر سرزمين خود باشند. اين ويژگي «نماد فرهنگي» بودن، نه آسان به دست مي آيد؛ نه نهادهاي رسمي و قراردادها و آکادميک نقش چنداني در ظهور آن دارند و نه مي توان با چند تا اطلاعيه و بخشنامه و راي گيري هاي ژورناليستي و رسانه اي به چنين انتخابي دست زد. در اين چند دهه اخير چند شخصيت را سراغ داريم که در حوزه هاي گوناگون فرهنگي- هنري شخصيتي ملي به حساب مي آيند. پذيرش عموم مردم و صحه گذاشتن فرهيختگان بر اين پذيرش که در يک پروسه زماني رخ داده در اين «نماد» و «نمايندگي» نقشي موثر داشته است. مثلاً ياد مي کنم از استاد عزت الله انتظامي در سينما. استاد اکبر رادي در نمايش، استاد محمود فرشچيان در نگارگري، استاد محمدحسين شهريار در شعر و استاد محمود دولت آبادي در ادبيات داستاني. استاد شفيعي کدکني در تحقيق، استاد غلامحسين اميرخاني در خوشنويسي... و استاد محمدرضا شجريان در موسيقي. اين بزرگان هر کدام متر و اندازه هنر خويش در روزگار ما محسوب مي شوند و نماد و نماينده فرهنگ ايرانند... و اين مرتبت کمي نيست که کسي در روزگار خويش، «نماد» فرهنگ سرزمين خود باشد. اين از آن شگفتي هاي تاريخ شعر و موسيقي ما در سده اخير است. نيماي عزيز و بزرگ سعي مي کند وظايف موسيقي و شعر را به عنوان دو همزاد از هم تفکيک کند و تا حدي هم موفق بوده است. نيما خود مي گويد؛ «تمام کوشش من اين است که حالت طبيعي نثر را در شعر ايجاد کنم. در اين صورت شعر از انقياد موسيقي مقيد ما رها مي شود. شعر جهاني است سوا و موسيقي سوا. در يک جا که به هم مي رسند مي توان براي شعر آهنگ ساخت، اما شعر آهنگ نيست. همچنين مي توان براي آهنگي شعر به وجود آورد، اما شعر موسيقي نيست...» غحرف هاي همسايه نيماف

اما هم خود نيما، از دلبستگان جدي موسيقي ما است و دوستي اش با صبا و شهريار بسيار عميق بوده و هم بهترين شاگردان نيما و پيروانش
که با صداي خود- و گاه با ملودي هايي که خود ساخته و اجرا کرده- شعر نيما و نيمايي سرايان را با موسيقي ايراني پيوند مي دهد... و آن شگفتي همين است. اين طنز و پارادوکس نيست. شعر نيما و نيمايي سرايان، واقعاً از موسيقي متداول ما با جمله بندي ها و سرضرب هاي معمولش فاصله مي گيرد. اما اتفاق از آن سو پيش مي آيد. موسيقي ما به سمت شعر نيما حرکت مي کند. اين اتفاقي شگفت و خجسته است. بي هرگونه اغراق هم بايد گفت که سهم استاد محمدرضا شجريان در اين قدم برداشتن و گام زدن موسيقي در فضا و حال و هواي شعر نيمايي بيش از ديگران است؛ سهمي که امروزه نزد دانايان، به خوبي به نام او ثبت شده است. سال هاي نخستين دهه پنجاه خورشيدي است. گروهي از نوازندگان و نواسازان جوان که در هنر خويش به مهارت و ورزيدگي شايسته اي رسيده اند و چم و خم سنت موسيقايي ما را آموخته اند، پا به عرصه خلاقيت و ارائه آثار خود مي گذارند. اينان از عوامل روشنفکري بهره اي دارند.

کساني چون محمدرضا لطفي، فريدون شهبازيان، فرهاد فخرالديني و محمدرضا شجريان اين گام ها را برمي دارند. صداي شجريان با خوانندگان آن روزگار به کلي متفاوت است. گو آنکه شخصيت او در اصل و بنيان، وقار و متانتي دارد که آن فضاي باب بازار را برنمي تابد... و بعدها کسان ديگري چون آقايان کامبيز روشن روان، حسين عليزاده، برادران کامکار، عطا جنگوک، استاد حسين يوسف زماني و... در اين عرصه گام مي نهند.

اما سهم شجريان سهمي ديگر است. در جايگاه خواننده شهرام ناظري و بيژن بيژني- و پيش از آنها شادروان حسين قوامي با اجراي «شباهنگام» نيما از ساخته هاي عماد رام- کارهاي قابل تحسيني انجام داده اند. اما باز مي گويم سهم شجريان بسيار بيش از اينها است. او آگاهانه نوعي شعر اجتماعي را روايت مي کند که با مسووليت تاريخي زمانه اش و با صداي متفاوتش، هماهنگي دارد. بعدها هم خود، ملودي هايي را براساس برخي از ديگر آثار نيمايي سرايان پديد مي آورد که امروزه حاصل بيش از سه دهه تلاش و جديت او در اين عرصه او را کماً و کيفاً سرآمد هنرمندان موسيقي ايراني در رويکرد به شعر امروز و شعر نيمايي قرار مي دهد.

رويکرد استاد محمدرضا شجريان به ادبيات نيمايي تا به امروز تداوم داشته است. اتفاقاً ملودي ها و روايت هاي موسيقايي اين گونه آثار اگرچه در اول به سختي در ذهن ها جا مي افتاده- مثل خود شعر نيما در چند دهه اول- بعدها به راحتي پذيرفته شده و لااقل مي توانيم بگوييم که خواص آنها را به خوبي جذب و هضم کرده اند. امروزه به سادگي و آساني مي توانيم بگوييم صدا و هنر شجريان ما را به ترنم و تغني شعرهايي چون «فرياد» و «قاصدک» اخوان واداشته است که شايد اصلاً سراينده آنها در سال هاي خلق اين آثار گمان نمي برده که بتوان موسيقي ايراني را با اين شکل و اسلوب و هنجار درآميخت، بي آنکه شعر آسيبي ببيند يا آنکه موسيقي از اصل و نهاد و بنيان «ايراني» خود عدول کند. اين را در «بوي باران» يوسف زماني، مشيري و شجريان هم باز مي توان درک کرد. اين تلاش و کوشش مستمر و پيگير استاد شجريان راهي را براي نسل پس از او هموار کرده است که گمان مي کنم روندگان آن، پس از اين بسيار خواهند بود. هنرمندان ميانسال و جوان از اين پس، قدم هاي بعدي را برخواهند داشت... و مگر نبوده است تلاش آقاي عطا جنگوک که دو شعر بلندآوازه «شباهنگام» نيما و «به کجا چنين شتابان» استاد محمدرضا شفيعي کدکني را با همان سازهاي ايراني با ملودي و آرانژمان تصويري و صورت پردازانه ارائه کرده است. مي توان با قدري توجه و توسع اين دايره را گسترده تر ديد... و راه پيش روي آيندگان و نسل پس از استاد شجريان، آغوش گشوده است. شعر امروز، منتظر روايتي با تنوعي افزون تر در حوزه موسيقي اصيل ايراني است... راهي که با گام هاي صداي استاد شجريان آغاز شد.                   سهیل محمودی

منبع : روزنامه ی شرق

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:37 توسط علی میرزایی |

 

 

 

 

 "علیرضا افتخاری" در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس با اعلام این خبر گفت: آلبوم«عشق استاد» كه شامل 8 ترانه زیبا و عاشقانه خراسانی است به یاد«محمدرضا شجریان» شكل گرفته كه تمام ملودی‌ها خراسانی و قوچانی می‌باشد و توسط اركستر ضبط و در مرحله پایانی كار قرار دارد.این آلبوم توسط «حسن میرزا خانی» تنظیم شده است.
این خواننده با بیان اینكه نفس «شجریان» به نفس هر كس بخورد، بركت است، اظهار داشت: «استاد شجریان» از نظر شخصیتی و هنری انسان بزرگی است و من به خاطر ارادتی كه به ایشان داشتم آلبوم«عشق استاد»را متشكل از ترانه‌ها و ملودی‌های خراسانی است به یاد ایشان كاركردم كه از طریق انتشارات آواز بیستون به بازار منتشر می‌شود.
«افتخاری» در ادامه در خصوص برگزاری كنسرت گفت: در خانه نشستن بهتر از این است كه در زمستان كنسرتی را برگزار كرد و مردم را از گوشه و كنار ایران برای دیدن كنسرت به تهران كشاند كه این مسئله نه تنها خیر و ثواب نیست، بلكه گناه است. وقت و زمان را كه از ما نگرفته‌اند. هر هنرمندی باید در زمان مشخص كنسرت برگزار كند تا بتواند تمام عاشقان و دوستداران موسیقی را با آغوش باز پذیرا باشد.
«علیرضا افتخاری» در خاتمه از انتشار دیگر آلبوم خود خبرداد و گفت: آلبومی متشكل از آثار الهی و عرفانی به آهنگسازی«فریدون شهبازیان» و «عباس خوشدل» و خوانندگی بنده شكل گرفته كه هم اكنون در مرحله نیمه تمام قرار دارد.

منبع : سایت هنر و موسیقی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:34 توسط علی میرزایی |

 

 

 

فرهنگ شريف» نوازنده تار از ضبط آلبوم مشترك خود و «شجريان» در اواخر شهريور‌ماه خبر داد.


«فرهنگ شريف» آهنگساز و نوازنده تار گفت: از سال گذشته روند توليد اين آلبوم در جريان است اما به دليل گرفتاري‌هاي كاري «محمدرضا شجريان» و بنده اين كار به تعويق افتاده اما در طي اين مدت برخي قطعات و آهنگ‌ها بر اساس اشعار شاعران بنام كشور ساخته شده است.



وي افزود: هنوز قطعات اين آلبوم به طور كامل ساخته نشده است ولي تا شهريور به اتمام خواهد رسيد و اواخر شهريور ضبط آن را آغاز خواهيم كرد.



اين نوازنده تار با بيان اينكه آهنگ‌هاي اين آلبوم نسبت به آلبوم‌هاي ديگر كاملا متفاوت است،اظهار داشت: تمام ملودي‌ها در اين آلبوم دست نخورده و جديد است. سبك و سياق ساز خودم نيز در قطعات وجود داشته و اين در حالي است كه اصالت موسيقي نيز در آنها حفظ شده و بر اين اساس فكر مي‌كنم كار تازه‌اي شود.



«شريف» با اشاره به همكاري خود را با «شجريان»گفت: ما سال‌هاي قبل از زمان خوانندگي ايشان در راديو با هم همكاري داشته‌ايم به اين خاطر در حال حاضر نيز دوست دارم اين همكاري ادامه داشته باشد.



وي در خاتمه خاطر نشان كرد:من اوايل مرداد براي تدريس در دانشگاه انگليس عازم اين كشور هستم و بعد از بازگشتم مراحل كار اين آلبوم را ادامه مي‌دهم.

منبع : سایت هنر و موسیقی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:24 توسط علی میرزایی |

 

* گروه موسيقي "خورشيد" قصد دارد يكي از كارهاي گروه را با استاد شجريان ضبط كند.

استاد شجریان در جشن ۱ سالگی گروه خورشید

گروه موسیقی خورشید

 

 اين گروه قرار است اين كار را به شجريان پيشنهاد و در صورت توافق ضبط كنند.

منبع : سایت هنر و موسیقی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:14 توسط علی میرزایی |

 

 پرویز یاحقی * آخرين اثر "استاد پرويز ياحقي" كه دو سال پيش ضبط شده و شامل بيش از ده ساعت همنوازي با فضل‌الله توكل است به‌زودي منتشر شود.

همچنين تعدادي ديگر از آثار منتشر نشده اين نوازنده برجسته عرضه خواهد شد.


اين نوازنده ويولون بيش از پانصد قطعه موسيقي ضبط شده دارد كه در سالهايي كه فعاليت موسيقيايي خود را به شكل رسمي متوقف كرده بود، آنان را خلق و به تدريج تعدادي از اين آثار توسط موسسه آواي باربد به بازار موسيقي عرضه مي‌شود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 0:13 توسط علی میرزایی |

 

عای اصغر بهاری | Ali Asghar Bahari

 

 

 

كيهان كلهر گفت: ما وامدار استاد «بهاري» هستيم و ايشان در يك مقطع زماني خيلي مهم، سازش را كنار نگذاشت. 
   

 

 

در بزرگداشت «علي اصغر بهاري»كه شب گذشته با حضور «كيهان كلهر»،«درويش رضا منظمي»،«سرير»،«همايون خرم»،«بابك رضايي» رئيس انجمن موسيقي،«داود گنجه‌اي»،«محمدحسين احمدي» مدير كل دفتر موسيقي و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد،«نوربخش» مدير عامل خانه موسيقي،«درخشاني» و تني چند از هنرمندان موسيقي در تالار وحدت برگزار شد،ابتدا نم‌آهنگي از تاريخچه زندگي و مصاحبه «بهاري» پخش و سپس «داريوش پيرنياكان» نوازنده سه تار و سخنگوي خانه موسيقي در خصوص استاد «بهاري» گفت: «بهاري» يكي از باتقواترين و مهربان‌ترين استادان موسيقي ماست. ما معمولا تقوا را در مسائل ديني و اخلاقي پي مي‌گيريم اما وقتي زندگي استادان گذشته را ورق مي‌زنيم،مشاهده مي‌كنيم كه تمام كارهاي ارزنده‌اي كه اين عزيزان در زمينه موسيقي انجام داده‌اند با تقوا همراه بوده و به اين جهت تقواي هنري يكي از بارزترين مشخصات استادان اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي به بعد بود.



وي ادامه داد: اين استادان هيچ وقت موسيقي را براي اميال دنيوي چه از نظر شخصيتي در اجتماع و چه از نظر مادي، آلت دست خود قرار نداند.بلكه با عشقي فراوان و با قلبي عرفاني به موسيقي خود پرداختند.



اين نوازنده تار و سه تار افزود: اين استادان آنچنان به موسيقي نگاه مي‌كردند كه انگار آيين و دين خود را نگاه مي‌كردند براي اينكه به اين معتقد بودند كه هنر موسيقي يكي از موارد و مفاهيم انساني است كه انسان را با عالم بالا مربوط مي‌كند.تقواي هنري در وجود اينها موج مي‌زد چرا كه هيچ وقت به طور بي جا موسيقي اجرا نكردند.بلكه تنها موسيقي را به خاطر مربوط شدن با عالم بالا كار كردند.



سخنگوي خانه موسيقي با بيان اينكه يكي از بزرگترين و بارزترين اين استادان «بهاري»است، اظهار داشت: تقواي «بهاري»بايد براي جوان‌ها سرمشقي باشد و براي استادان حاضر عملي كه براي شاگردان خود به كار ببرند. ما موسيقي را به خاطر معنويت و هنري بودن كار مي‌كنيم كه به واسطه آن بتوانيم از نظر تفكري در جامعه تأثيرگذار باشيم.



«پيرنياكان» در پايان صحبت‌هاي خود بيان داشت:موسيقي بايد براي ما وسيله‌اي براي رسيدن به هدف بزرگتر كه همان مقام انساني -الهي است،باشد.اين هنر يكي از مشخص‌ترين و بارزترين راه‌هايي است كه اگر به درستي انجام گيرد،مي‌توانيم با در نظر گرفتن آداب و اخلاق موسيقي به آن مقام برسيم.



بعد از صحبت‌هاي «پيرنياكان»، «آريان بهاري» نوه استاد «بهاري» نوازنده كمانچه پيش درآمد اصفهان را كه يكي از معروف‌ترين قطعات «بهاري»است را اجرا كرد و سپس «رضا رحيمي»شاگرد اين نوازنده برجسته به همراه «مهدي طالقاني»نوازنده تنبك نغمه‌اي را در آواز افشاري به روايت «بهاري»و يك قطعه ديگر را نواختند.



در ادامه «هادي منتظري»يكي ديگر از شاگردان استاد «بهاري» به روي صحنه آمد و بعد از اجرا از سوي «بابك رضايي» به مناسبت تولدش سبد گلي را دريافت كرد.



بنابراين گزارش در ادامه اين مراسم گروه موسيقي خروش به گروه نوازي پرداختند و سپس فيلمي كه يك هفته قبل از فوت «بهاري»ضبط شده بود،پخش گرديد.بعد از آن «علي اكبر شكارچي» شاگرد «بهاري» در خصوص اين استاد كمانچه‌نوازي گفت: تجليل از «بهاري»تجليل از موسيقي ايران، تجليل از مردم هنردوست و خالقين نغمه‌هاي موسيقي است.



وي افزود: كمانچه نوازي بعد از آمدن ويلن توانست در سه حوزه خارج از كشور،اقوام مختلف ايراني و موسيقي شهري، ريشه حياتش را حفظ كند.به اين ترتيب كه در حوزه شهري «بهاري»تنها رشته‌اي بود كه اگر نبود اين ريشه بريده مي‌شد.



اين نوازنده كمانچه با اشاره به فعاليت‌هاي «بهاري»افزود: ايشان در 16 سالگي و در دوران قاجار به مناسبت تاج‌گذاري احمدشاه قاجار در باغ همايون كنسرتي را برگزار كرد و در نيمه اول پهلوي آموزش خود را تكميل نمود. در همان زمان تا سال 40 زماني كه ويلن به ايران آمد «بهاري» تحت تأثير شرايط اجتماعي ويلن نواخت امابه خاطر فرهنگ طلبي مردم و شرايط اجتماعي دوباره رو به كمانچه آورد كه حاصل اين بازگشت به كمانچه ارائه جلوه ويژه‌اي از سازش شد.



اين مدرس ادامه داد: «بهاري»در طول عمرش شاهد تمام فراز و نشيب‌ها بود و در اوج موسيقي زندگي كرد و سرافراز نيز بيرون آمد.



«شكارچي» در خاتمه خاطرنشان كرد: موسيقي بهاري سرشار از ملودي است.ريتم‌هايي كه اجرا مي‌كرد غني و منطبق با موسيقي خودمان بود. صداي ساز ايشان خاص و نزديك به صداي ويلن بود.«بهاري» بسيار كم حرف، آرام، شكيبا، قانع و ملايم بود و به خاطر داشتن اين صفات به تعالي انديشه رسيده بود.



اين گزارش مي‌افزايد: بعد از سخنراني و اجراي «شكارچي»،«كيهان كلهر»براي سخنراني به روي صحنه رفت و گفت: من 5-4 ساله بودم كه استاد «بهاري»را در تلويزيون ديدم و هيچ زمان هم موفق نشدم از ايشان درس بگيرم.استاد «بهاري» بودند كه باعث شدند من از صداي كمانچه و كمانچه نوازي خوشم بيايد و خوشحالم از اينكه ما وامدار ايشان هستيم.



در ادامه «محمد مقدسي» كه جزء كمانچه نوازان نسل اول است كه نزد «بهاري» آموزش ديده، گفت: اين نوازنده تا پايان عمرش در اعتلاي موسيقي كوشيد و من تا آخرين لحظات زندگي‌ام مديون زحمات ايشان هستم.



بزرگداشت «علي اصغر بهاري» نوازنده برجسته كمانچه شب گذشته با اجراي تكنوازي «مقدسي» به پايان رسيد.

"سایت هنر و موسیقی " 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 21:50 توسط علی میرزایی |

 

محمدرضا شجريان» تا 2 ماه ديگر نتايج اولين كارگاه آوازش را اعلام و اقدام به ادامه برگزاري اين كارگاه خواهد كرد.

«علي جهاندار»يكي از اعضاي هيأت داوران كارگاه آواز «شجريان»در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس، گفت: اولين كارگاه آواز استاد«شجريان»چندي پيش برگزار و آزمون اين كارگاه نيز توسط ايشان انجام شد، با برگزاري تور اروپا، نتايج اين كارگاه‌ها به تعويق افتاد و در حال حاضر نيز با برگشت «شجريان» از اين اجراها،وي اعلام كرده كه نتايج تا 2 ماه آينده اعلام خواهد شد.



وي افزود: افراد انتخابي توسط «شجريان»در جلسات بعدي به طور مستقيم تعليم مي‌بينند. البته مابقي هنرجويان نيز در اين جلسات حضور خواهند داشت تا به صحبت‌هاي «شجريان» ضمن آموزش گوش فرا ‌دهند.



جهاندار گفت: همچنين طي جلساتي كه در آينده برگزار مي‌شود، وي بعد از تعليم چند نفري كه انتخاب مي‌شوند، از بقيه هنرجويان نيز آزمون‌هايي را مي‌گيرد و در هر مرحله، تعدادي ديگر را نيز برمي‌گزيند.



عضو هيأت داوران كارگاه آواز «شجريان»، در خاتمه خاطر نشان كرد:با اعلام نتايج افراد برگزيده،كارگاه‌هاي «شجريان»ادامه خواهد يافت.



نخستين كارگاه آواز «شجريان»از چهارم اسفند ماه گذشته با پذيرش 300 هنرجو در مجتمع فرهنگي هنري آسمان فرهنگستان هنرآغاز شده بود و پس از انجام آزمون عملي از تك تك هنرجويان به پايان رسيد

"سایت هنر و موسیقی"

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 21:29 توسط علی میرزایی |

 

 

سمفونی مولانا اواخر این هفته به پایان می رسد

سمفونی مولانا به خوانندگی شهرام ناظزی اواخر این هفته به پایان می رسد .

نادر مشایخی سازنده ی این سمفونی گفت : سمفونی مولانا با ارکستر مجلسی وین یا ارکستر سمفونی اشتوتگارت ضبط شده و سپس با ارکستر سمفونی اسنابروک آلمان اواخر مرداد یا اوایل شهریور در تهران اجرا می شود .

مشایخی افزود این سمفونی را بر اساس یکی از اشعار مولانا و به سفارش سازمان صدا و سیما ساخته ام که از چهار قسمت تشکیل شده که تنها بخش اول و آخر آن با کلام هستند .

سازنده ی سمفونی مولانا در باره ی انتخاب " ناظری " برای این اثر گفت : اشعار مولانا ویژگی هایی را دارد که همه نمی توانند آن را بخوانند و شهرام ناظری توانمندی خواصی برای اجرای اشعار مولانا دارد . همچنین با توجه به علاقه مندی ایشان به این اثر این خواننده برای اجرای سمفونی مولانا انتخاب شد . " مشایخی " در پایان گفت : سمفونی مولانا برای من نشان دهنده ی ویژگی های خاصی است که برای ما ایرانی ها بسیار مهم است .

" روزنامه ایران "

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 19:4 توسط علی میرزایی |

Violons
تاملی بر صداهای زیر و بم
 
 

سایت خانه موسیقی : هر صدايي در عالم هستي ، از صداي دلنواز سازي كه توسط نوازنده ماهري نواخته مي شود ، تا صداي باران كه به پشت شيشه پنجره‌ها مي خورد، تا صداي گوش‌خراش فروافتادن تير آهن‌ها از روي تريلي، با سه مولفه مشخص مي‌شود ؛ كه اين سه مولفه نسبت به يك صدا همان حكم ابعاد سه گانه طول و عرض و ارتفاع را نسبت به يك جسم مادي دارند. سه مولفه مشخص كننده صدا عبارتند از:

1_ بلندي( شدت صوت)        2_ ارتفاع( فركانس صدا)      3_ طنين( تون صدا)

1_ بلندي (شدت صدا): همان تفاوتي است كه بين آهسته صحبت كردن يك فرد و فرياد زدن او وجود دارد،يا اختلاف بين اين كه ضربه مضراب آهسته به سيم ساز زده شود،يا اينكه ضربه محكم به ساز نواخته شود؛به عبارت ديگر اين كه سازي را ملايم بنوازيم يا با شدت و خشن. بنابر اين وقتي كه آرام صحبت مي كنيم يا سازي را ملايم مي نوازيم صداي توليد شده بلندي كمتر دارد و بالعكس.

2-ارتفاع( فركانس): ارتفاع يك صدا به معناي زير يا بم بودن آن است. هرچه صدا بم تر باشد ارتفاع آن كمتر است و هرچه زيرتر باشد ارتفاع بيشتري دارد.موقعي كه برروي سيم يك ساز دسته‌دار ضربه بزنيد و سيم را بر روي دسته ساز گرفته باشيد هرچه كه از انتهاي دسته به سمت كاسه ساز حركت كنيد، با كوتاهتر شدن سيمي كه نواخته مي‌شود صدا به تدريج زير و زير تر مي شود. يا در سازي مثل سنتور همچنان كه از قاعده بزرگ به سمت قاعده كوچك سيم ها را به صدا در مي آوريم، با كوتاهتر شدن سيم هاصداها از بم به زير تبديل مي‌شوند. به عبارتي نتهاي هفت‌گانه دو،ر، مي ، فا، سل، لا، سي با پيشرفت و تكرار خود نماد تغيير يا همان افزايش ارتفاع صدا هستند.

3-طنين(تون): طنين صدا آن واقعيتي است كه باعث تفاوت بين صداي دو انسان « از يك جنس، دو زن يا دو مرد» با هم مي شود. وقتي كه تلفن زنگ مي زند، گوشي را برمي داريد و باردو بدل شدن دو سه كلمه مثل: الو، سلام، متوجه مي شويد كه چه شخصي دارد با شما صحبت مي كند. او را بوسيله تون صدايش شناخته‌ايد و اين همان چيزي است كه باعث تفاوت بين صداي محمدرضاشجريان و شهرام ناظري ،ويولون و كمانچه، تار و سه تار و مثلاً پريسا و هنگامه اخوان شده و به صداي هر كدام ازآنها شخصيت جداگانه‌اي مي دهد.

حال بازمي گرديم به ارتفاع (فركانس) صدا:

اول اين كه كلاً صداهاي بم در عالم هستي تحت شرايط خاصي توليد مي شوند. در مورد سازها، آنهايي صداي بم توليد مي كنند كه كاسه‌هاي بزرگي دارند يا سطح وسيعي دارند. مثلاً اندازه كاسه يك كنتر باس كه صداي بم توليد مي كند را با ويولون معمولي كه صداي زيرتري دارد مقايسه كنيد.يا اندازه كاسه يك عود را با يك كاسه سه‌تار مقايسه كنيد يا وسعت يك دف را با يك دايره قياس كنيد. هرچه كاسه ساز بزرگتر مي شود صداي بم‌تري توليد مي كند،يا به عبارتي صداي بم ازكاسه اي  توليد  مي شود كه عمق بيشتري دارد.

در مورد صداي هاي انساني هم به همين صورت است.صداهاي بم از حنجره هايي بلند مي شوند كه ويژگيهاي فيزيكي خاصي داشته‌باشند؛و اين ها با حنجرهاي معمولي تفاوت دارند.

به عبارتي مي توان گفت كه صداهاي بم ا زعمق برمي خيزند و صداهاي زير بيشتر از سطح بلند مي‌شوند. مي توان حتي با ريختن مقادير متفاوتي از آب در ليوان هاي كريستالي صداهاي زير را با نتهاي مختلف از آنها استخراج كرد،ولي ايجاد صداي بم به ظرف عميق تري نياز دارد.

دوم اين كه صداهاي بم كلاً كمياب‌تر هستند و صداهاي زير فراوان‌تر؛در جمعيت سازها تعداد سازهائي كه صداي بم توليد مي كنند مثل كنتر باس بسيار كمتر از تعداد سازهاي شبيه به آنها است كه صداي زير ايجاد مي كنند مثل ويولون؛به همين صورت در يك مدت زماني خاص تعداد سازهاي باس كه توليد مي شوند در مقايسه با سازهاي معمولي بسيار كمترند،مثل سنتورباس و سنتور، عود و سازهاي كاسه‌داركوچك همچون سه تار و...البته اين مسئله خود دلايل متعددي دارد كه از آنها مي توان به هزينه بر بودن توليد سازهاي بزرگ اشاره نمود. در جمعيت انساني هم به همين صورت است؛حدود نيمي از جمعيت انساني را زنان تشكيل مي دهند كه عموماً صداي زيري دارند و در بين مردان هم عده كساني كه صداي بمي با تون دلپذير داشته باشند كم است.

با توجه به دو نكته‌اي كه ذكر شد مي توان به راز ارزشمندي صداهاي بم (داراي تون مناسب) پي‌برد.

كمياب بودن صداي بم واجد طنين مناسب باعث شده است كه فردي به نام لوچيانو پاواروتي در دنيا منحصر به فرد و داراي چنين جايگاه رفيعي باشد.

آيا دقت كرده‌ايد كه براي تداعي «شب » در ذهن‌ها مثلاً در اثر «شب، سكوت، كوير» از صداي بم بربت يا سازهاي ديگر واجد صداي بم استفاده شده است. اين دقيقاً به اين دليل است كه شب عميق است ويا به عبارتي تاريكي عمق زيادي داردوچنين عمقي فقط با صداهاي بم قابل تصوير سازي است.

اگر اهل شنيدن تصنيف ها و ترانه‌هاي قديمي ايراني هستيد شايد متوجه شده باشيد كه در بين خوانندگان زن بيشتر تمايل به شنيدن صداي آنهايي داريد كه صداي بم‌تري نسبت به سايرين دارند.

و دقيقاً بنا به مطالبي كه ارائه شد صداي مرحوم« ناصر عبداللهي» يكي از ارزشمندترين صداهايي بود كه طي سالهاي اخير بروز كرده بود؛ كه متأسفانه براي هميشه خاموش شد و اين ضايعه دردناكي براي موسيقي ايران بود كه شايد تا سالها و يا دهها سال جبران نشود.

البته مطالب ذكر شده به هيچ وجه دليلي بركم ارزش بودن صداهاي زير نيستند و در بين صداهاي زير واجد تون مناسب هم صداهايي وجود دارند كه بسيار دلپذير و بعضاً آسماني هستند؛فلوت سحرآميزموتسارت را حتماً شنيده‌ايد. و نيز حتماً‌بايد ذكر شود كه هر صداي بمي هم لزوماً ارزشمند‌ نيست‌ وبراي‌ اينكه‌ واجد ارزش شود شرايط ديگري نيز لازم است، منجمله داشتن طنين مناسب و همينطوراستفاده مناسب و به جا ازصداهاي بم در اركستراسيون.

 

                                       * دكتر احمد شهيد زاده ماهاني

 " برگرفته از سایت خانه ی موسیقی "


  



 
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 12:14 توسط علی میرزایی |

کنسرت حسین علیزاده برگزار می شود
 

خانه موسیقی با همکاری نشر هرمس، کنسرت حسین علیزاده را برگزار می کند.

به گزارش سایت خانه موسیقی، "حسین علیزاده" شهریور ماه امسال، کنسرتی به همراه گروه موسیقی خود در تالار وزارت کشور برگزار می کند. 
آخرین کنسرت حسین علیزاده در تهران به همراهی ژیوان گاسپاریان موسیقی دان پرآوازه کشور ارمنستان در شهریور ماه سال 83 در کاخ نیاوران برگزار شد. علیزاده و گاسپاریان برای اجرای این کنسرت نامزد جایزه گرمی شدند.
این کنسرت از سری برنامه های اجرایی خانه موسیقی است که از تابستان آغاز می شود. کنسرت کامکارها نیز که در مرداد ماه در تالار وزارت کشور برگزار خواهد شد، از برنامه های دیگر خانه موسیقی است (سايت خانه موسیقی)
 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 12:3 توسط علی میرزایی |

 خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۳/۲۲‬ (ایرنا )

استاد "محمدرضا شجريان" از هنرمندان برجسته موسيقي كشور قصد دارد پس از سال‌ها فترت برنامه‌اي، امسال به همراه گروهش در تهران و شهرستان‌ها كنسرت برپا كند.

كم كاري بزرگان موسيقي به دنبال برخي مشكلات در زمينه اجراي كنسرت، عرصه موسيقي سنتي را با ريزش مخاطب روبه رو ساخته است.

به گزارش روز سه‌شنبه ايرنا، شجريان اوايل امسال در يك تور اروپايي به اجراي برنامه در كشورهاي اروپايي پرداخت.

اين استاد موسيقي سال گذشته قصد داشت در تهران و برخي شهرستان‌ها به اجراي برنامه بپردازد كه شرايط آن فراهم نشد.

توضیح : این خبر عینا" از سایت رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ذکر می شه . اما خبر خیلی تازه ای نیست و در اصل برای نوشتن مطلب زیر اون رو ذکر کردم :

کنسرت های متعدد اساتید ایران ( حسین علیزاده - کیهان کلهر - شهرام ناظری - محمر رضا لطفی و استاد شجریا ن) در خارج از کشور گواه این مطلب است که هنوز بعد از گذشت ۲۸ سال از انقلاب اساتید موسیقی ایران که نمایندگان فرهنگ کشور هستند - برای برگزاری کنسرت در ایران ( که مطمئنا" از خواسته ها و آرزوهاشونه) با مشکلات وموانع زیادی دست  و پنجه نرم می کنند . با این حال  همواره سعی کرده اند با شکستن این موانع مقدمات برگزاری کنسرت در کشور را فراهم کنند  . می دانیم که در بسیاری از موارد کنسرت ها تا مرز کنسل شدن پیش رفتند . ( البته به جز کنسر ت هایی که کنسل شد ند )  " به یاد بیارین صحبت های استاد شهرام ناظری را در کنسرت بزرگشون در ورزشگاه انقلاب". جالبه که خبرگزاری ایرنا با نوع بیان این خبر  تقصیر رو به گردن اساتید تنبل موسیقی ایران ! میندازه  و هیچ  توضیح اضافه ای  در باره ی  مصائب برگزاری  کنسرت  در ایران  نمی ده.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 18:3 توسط علی میرزایی |

محمدرضا شجریان/شب،سکوت،کوير 

آنچه  شب سكوت كوير را جاودانه مي سازد قابل لمس بودن آن است . شب سكوت كوير در دل جا دارد . شعر بابا طاهر- مايه ي دشتي  بيرجندي و كمانچه ي كيهان  كلهر همگي آشنا هستند . بوي آشنايي ميدهند . اولين بار كه آن را مي شنوي آنچنان برايت آشناست كه گويي نغمه اي پر شور اما پنهان در درونت است. گويي شب سكوت كوير را هزاران بار شنيده اي . حتي اگر اولين بار باشد كه نواي شجريان   يا آواي كمانچه ي كلهر را مي شنوي  آنچنان برايت ساده روان و آشنا هستند كه مي انديشي اين صدا و آن نوا از درون خودت سرچشمه مي گيرد. هنر شجريان  اينچنين تبلور مي يابد . صداي شجريان همان موسيقي و نواي دروني ماست . هر نواي پاكي نواي دروني ماست . وجود انسان سراسر نغمه و نواست . پس هر نواي پاك و مقدسي آن را به نرمي نوازش مي دهد. شب سكوت كوير اينچنين است كه ناخودآگاه بر دل مي نشيند . خواسته يا نا خواسته .

    تو كه نازنده بالا دل ربايي             تو كه بي سرمه چشمون سرمه سایی

   تو كه مشكين دو گيسو در غفايي         به مو گويي كه سرگردون چرايي

    بميرم تا دوچشم تر نبيني                 شرار آه پر آذر نبینی

     چنان از آتش عشقت بسوزم             كه از مو رنگ خاكستر نبيني

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 13:5 توسط علی میرزایی |

   خوشحالم از اینکه جمعه شب چهارم خرداد ۱۳۸۶ پای    تلویزیون نبوده ام و توهین بی شرمانه و زشت مسئولان صدا و سیمای جمهوری اسلامی را با چشمان خسته ی خو ندیده ام . اما این زخم بسیار کهنه است. شنیدن آن از سوی دیگر دوستان خود چون پاشیدن نمک بود بر این زخم کهنه.از سویی همه ساله تجلیل از علی حاتمی و از سویی سانسور اثر جاودانه ی او.

اگر گه گاه به علی حاتمی و وفرهنگ و شعر و ادب فاخر فارسی پرداخته می شود فقط برای کم کردن خشم فرهنگ دوستان ایرانی است.

در نظر من آن ها در عمق خویش نسبت به فرهنگ زیبای ایران کهن احساس نفرت می کنند. چون نمی توانند نسبت به آن عشق بورزند. آن ها آنقدر درون تهی اند و پوچ که جایی در زهن کوته و بسته ی خود برای فرهنگ پارسی که عشق می خواهد و روشنی و دلی پاک و ذهنی فراخ- ندارند.

 آنها فقط  می خواهند من و تو را آرام کنند . آن ها می خواهند نگاه من و تورا به سویی دیگر بگردانند. آنها برای توجیه خود هر کاری می کنند . چه زشت چه زیبا.

سازهای موسیقی اصیلم ایران را که پاک ترین و مقدس ترین هنرهاست در تصاویر سانسور می کنند . نوای پاک استاد شجریان را همینطور.  جاودانه اثر پدر سینمای ایرا را همینطور . آن ها تیشه به ریشه ی خود می زنند و فقط می پندارند که می توانند فرهنگ ایران را نابود کنند.

جاودانه می ماند فرهنگ ایران . جاودانه می ماند علی حاتمی . جاودانه می ماند موسیقی مقدس ایران زمین . جاودانه می ماند نوای سحر انگیز خسروی بی بدیل آواز ایران استاد محمد رضا شجریان . جاودانه می ماند ایران .

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 22:17 توسط علی میرزایی |

گروه محمد رضا شجریان

استاد محمد رضا شجريان ( آواز) - مجيد درخشاني(  تار ) - سعيد

فرج پوري ( كمانچه ) - محمد فيروزي ( بربط) - همايون شجريان

( تنبك و آواز ) .

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 16:34 توسط علی میرزایی |

 

آواز خشك خاك بر جان همگان نشت.....

         فروغ مهر و نيك سرشتي مردم تلخي اين حادثه را تاب تحمل داد ....

...اكنون بايد توان زاري خود را به نيروي زندگي بدل كنيم و اميد را

براي آنانكه مانده اند ارمغان آوريم....

.....من نيز به عنوان قطره اي از اين اقيانوس بي كران و فرزند اين

سرزمين تلاشي را آغاز نموده ام كه با همت شما به بار خواهد

نشست....  (  محمد رضا شجريان)

 پس از فاجعه زلزله شهر بم در سال هشتاد و دو و خسارات ناشي از اين زلزله، استاد محمد رضا شجريان به منظور احياي فرهنگي و هنري اين شهر، و تزريق روحيه اي تازه به هموطنانمان در شهر بم، اقدام به ساخت بنايي فرهنگي هنري در بم كرده است. در اين زمينه فعاليت هاي استاد شجريان با همكاري ديگر موسيقي دانان، توانسته به جايي برسد كه هم اكنون زيربناي اين مجموعه ساخته شده است.

واريز كمك هاي نقدي ما به شماره حساب هاي زير ياري بزرگي است در جهت پيشرفت پروژه ي باغ هنر بم

شماره  حساب ۴۲۸۰ ريالي بانك ملي شعبه ي هفت تير ( كد : ۴۴۴ )

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 11:44 توسط علی میرزایی |

       

 

   مولانا كيست؟      از  كجا آمده ؟      به كجا مي رفت ؟    مولانا.....     آه  چه درد جانكاهي از اين گرانتر كه مولانا را مي گيرند از ما آنچنان كه فرهنگمان را .مولانا چهره ي جها ني حال و آينده كه جامعه ي بيدار جهان را مشغول خود كرده است . ازدرآمد باور نكردني قونيه و تركيه از عظيم عاشقان مولانا ي بلخ  تا آهنگ هاي مدونا كه اشعار مولاناي روم آن ها را نوازش ميدهد.از سویي خوشحاليم و نيز از سويي شرمسار . آنچه مولانا براي ما به ارمغان مي آورد صلح ويكپارچگي است . آن چه مولانا آرزو مي كند جهاني است بدون مرز. جهاني يگانه و پر جنب و جوش همچون غزلياتش . اکنون خوشحاليم و به خود مي باليم كه شعر مولانا و سخن ملاي روم  مرز ها را این گونه در هم شكسته از شرق تا به غرب و از شمال تا جنوب پيش رفته و دنيا را درنورديده . مثنوي او سال هاست در جهان از پرفروش ترين كتاب هاست . طربناكي غزلش و عشقش سال هاست دل جهانيان را مي برد . او سالهاست انسان ها را شيفته ي خود ساخته آن طور كه شمس او را .جهان آرام آرام مولانا را در خواهد يافت اما...اما شرمساريم از آنكه نتوانسته ايم به عنوان هم وطنان و هم زبانان او آن طور كه ديگران در معرفي و شناختش كوشيده اند بكوشيم.جايي در مقاله اي كه نوشته ي يكي از هزاران شركت كننده ي در آخرين مراسم بزرگداشت مولانا ( سال پيش ) در قونيه بود مي خواندم : در تابلوي خوش آمد گويي  به ۵۰ زبان دنيا به زائران او خوش آمد گفته شده بود به جز زبان فارسي.نيز خواندم در كتاب منتشر شده در قونيه بخش فاري داراي اشتباهات زياد نگارشي و املائي بوده.مولانا جهان را بدون مرز مي خواهد اين طور نيز خواهد شد.اما چه زشت است اگر چند سال ديگريكي مولانا را رومي بداند - ديگري امريكايي - يكي ديگر ترك - ديگري عرب - برخي افغاني و هيچ كس نداند مولانا ايرانيست.

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 1:21 توسط علی میرزایی |

 

شب است و ساغر شوقم ز باده گلگون است

ولی چه سود که در جام زندگی خون است

ز سوی قمریکان شکسته بال چمن

هر آنچه نغمه به گوشم رسیده محزون است

سرود سرمدی ای دوست لحظه ای سرکن

که غم نموده کمین در پی شبیخون است

 چه گوهری به کمال تو کار برده فلک

که هر هنر که تورا داده در مکنون است

ندارد این همه شور و نشاط و سرمستی

شراب اگر چه ز خمخانه فلاطون است

قلم ز نیشکر است و رقم ز سوده مشک

ز بس که خط تو شیرین و شنگ و موزون است

پری وشان خط و خلق و بانگ و نغمه شعر

به هم برآمده ای دوست این چه افسون است

تو کوله بار هنر بسته می روی شب و روز

اگر چه فاصله ها کوه و دشت و هامون است

شجر که پاک بود میوه اش شکر ریز است

گوهر که پاک بود طالعش همایون است

به شعر حافظ و آوای دلکشت بیژن

گر چه جان دهد از شوق باز مغبون است

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 11:3 توسط علی میرزایی |

                                         به نام خدا 

     اين وبلاگ به زودي فعاليت خود را در زمينه ي انعكاس  اخبار دنيا ي موسيقي به ويژه موسيقي ايراني

و بررسي آثار وفعاليت هاي استاد مسلم آواز ايران استاد محمد رضا شجريان آغاز خواهد كرد....

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 0:16 توسط علی میرزایی |