
وقتي پس از شش شب كنسرت، يك روز تعطيل در خانهاش روبه رويش مينشينيم، با چهرهاي متفاوت از او روبهرو ميشويم، چهرهاي صميمي و مهربان كه وقتي پرسشهاي ما كه اغلب سويه انتقادي هم دارد، تمام ميشود، از ما ميخواهد پرسشهاي ديگري هم اگر داريم، بپرسيم و تاكيد ميكند كه هر سوالي را ميتوان پرسيد و من ناراحت نميشوم. ما ميپرسيم و او با حوصله و تواضع پاسخ ميدهد، تواضعي كه در برخورد شجريان با اهل قدرت كيمياست. اين را با او در ميان ميگذاريم، تاييد ميكند و ميگويد فاصلهاش را حتي با مردمي ترين قدرت هم حفظ كرده است.
ميپرسيم آيا اين از آغاز انتخابي آگاهانه بوده است؟ او براي پاسخ ما را به تربيت خانوادگي ارجاع ميدهد و وقتي ميگوييم اين ويژگي در شجريان حتي از هنرش هم مهمتر است و آنچه او را از بسياري از اهل هنر متمايز ميكند، همين است، ديگر چيزي نميگويد و ما اين را به پاي تواضعش مينويسيم. سوالهاي ما زياد است و پراكنده، نخ تسبيحي ميخواهيم تا سوالها را به هم ربط دهيم و اين نخ را در ميان صحبتهاي استاد مييابيم. وقتي از سن و سال ميگويد و كاهش قدرت بدني و صدا، پاي همايون را به ميان ميكشيم. نام همايون حالش را جاميآورد. ميوه تعارفمان ميكند، هلوهاي شيرين و آبداري كه پشتبند تعارفش اضافه ميكند: <اينها را خودمان پرورش دادهايم.> ازفروش بليت و مشكلات آن ميپرسيم، استاد از اينكه مردم براي دريافت بليت دچار مشكل شدهاند، ناراحت است، اما از كوششهايي ميگويد كه در اين زمينه انجام شده است و انجام خواهد شد. از كارگاه آوازش هم ميپرسيم. سوال از كارگاه، جزو سوالهاي پاياني است. گزارشي از كارهايش ميدهد. سوال پاياني را كليشه وار از او ميخواهيم كه اگر سخني دارد كه در پرسشهاي ما به آن اشاره نشده است، بگويد و او از دشواريهاي قضاوت ميگويد و از عادت ما مردمي كه بسيار زود قضاوت ميكنيم، در هر زمينهاي از سياست و اقتصاد گرفته تا هنر و فرهنگ. گفتوگو پايان گرفته است، ميخواهيم خداحافظي كنيم كه استاد پوشه اعضاي كارگاه را برميدارد و نشانمان ميدهد و ويديوهاي آنان را. هر نوار را چند بار گوش داده و در برابر نام هر هنرجو چندبار نظرش را نوشته است. وقتي نوبت به جوان كم سن و سالي ميرسد كه نمره كامل را گرفته است چشمانش برق ميزند. او آينده را زيبا ميبيند.
استاد ظاهرا شما از اين كنسرتتان راضيتر هستيد تا كنسرت قبلي؟
به نظرم جو خيلي خوبي داشتيم، موجي كه از طرف سالن به طرف ما ميآمد موج مثبت و خوبي بود، خيلي متين و خوب بود. ما روي صحنه آرامش كامل داشتيم و ميشد خيلي خوب كار كنيم و فارغ از مشكلات قبل و بعد كنسرت، به خوبي با مردم ارتباط برقرار كنيم.
خبرگزار ی مهر - گروه موسیقی : برگزاری کنسرت گروه موسیقی "آوا" با صدای محمدرضا شجریان بازتابها و انتقادهای مختلفی را در زمینه کیفیت اجرا و چگونگی ترکیب بندی سازها به همراه داشت. سعید فرجپوری کمانچه نواز این گروه معتقد است انتقادهای وارد شده صرفا بیان سلیقه شخصی بوده و هیچ نقد منطقی ارائه نشده است... .
* خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : کنسرت موسیقی گروه "آوا" با صدای محمدرضا شجریان در شش شب اجرا شد و مدتی است که از تب و تاب و هیجان آن دوران گذشته است کیفیت اجرا را چطور ارزیابی می کنید؟
سعید فرجپوری : خود من به نوعی جزء مجریان و عوامل کار بودم و فکر می کنم درست نیست درباره کاری که خودم در آن نقش داشتم صحبت کنم ولی به هر حال آنچه گذشت حاصل یک کار گروهی بود و طبیعتا از ماهیت کلی کار رضایت داشتیم اما از گوشه و کنار مطالب متعددی درباره کیفیت اجرا خواندم و نظراتی هم به طور شفاهی شنیدم که در این گفت و شنود ها به نکاتی راجع به کیفیت کنسرت برخوردم که به نظرمن یک نقد درست و اصولی بر پایه استدلال های منطقی نبود بلکه بیشتر به طرح سلیقه شخصی شبیه بود........

|
این مطلب را نه از سر تعصب ناشی از علاقه ی وافر به استاد شجریان می نویسم و نه می خواهم مطالب آقا ی کامکار را نقد و تحلیل فنی کنم که توان آن را ندارم . آن چه می گویم فقط و فقط ذکر چند نکته ی آشکار و واضح است که شکی در آن ها نیست : ۱. مگر می شود ! آیا ممکن است تحلیل گری که قصد دارد موضوعی را مورد تحلیل قرار دهد آن موضوع را کامل و تمام بررسی نکند ؟ آیا بدیع الزمان فروزانفر فقط نیمی از زندگانی مولانا را بررسی کرد ؟ آیا غلامحسین ذرین کوب قسمتی از مولانا را دید و بررسی کرد ؟ آیا تحلیل گر یک مساله ی سیاسی نیمی از آن مساله را مبنای بررسی و اظهار نظر خود قرار می دهد ؟ آیا می شود نیمی از کنسرت موسیقی را دید و در مورد کل آن اظهار نظر کرد ؟ ( مگر اینکه آن نقاد علم غیب دارد که می تواند قسمت دوم را در ذهنش مجسم کند و یا اظهار نظر او از روی نادانی و غضب کودکانه است ؟ ) و این برای یک موسیقی دان که به عنوان موسیقی دان مطرح است و وظیفه ی سنگین حفظ حریم موسیقی ایرانی را بر دوش دارد ننگ نیست ؟ آیا این مایه ی تمسخر افراد خارج از گود نیست که بگویند : " عجب هنر و عجب موسیقی ای است که ارائه دهنده اش این گونه به تحلیل آن می پردازد ؟ " آیا آقای کامکار با این اظهار نظر عجیب و کودکانه علاوه بر این که تخصص و اخلاق خود را زیر سوال می برد به موسیقی ایرانی که ظلم ها بدان شده ظلم نمی کند ؟ ( و چه زشت و بد است که ظالم خود در حوزه ی مظلوم باشد ) باید بدانیم که موسیقی ما فرهنگ ما و هنر ما بیشترین ضربه را از نادانانی می خورد که خود به طریقی در همین حوزه ها فعالیت دارند ( دشمنان فرهنگ و آیین این سرزمین از ورای مرزها نیستند ) تا کنون نه اثری از آقای کامکار شنیده بودم و نه شناختی بر ایشان داشته ام . اکنون با شجاعت می گویم : ایشان هنرمنتد نیستند . آنچه لقب هنرمند را بر نام انسان می نهد اخلاق فاخر و منطق عالی است . پس زین پس با اطمینان به خود می گویم: آثار هوشنگ کامکار هر چند فنی باشد نمی توان نام اثر هنری بر آن نهاد . با اطمینان می گویم آنکه قصد نقد سالم و دلسوزانه در زمینه ی کنسرت شجریان را داشته قطعا" نه تنها یک قسمت و نه تنها یک شب بلکه چند شب باید در آن حاضر می شده . ( برای مثال عبدالحسین مختاباد دو شب از کنسرت استاد و گروه آوا دیدن کردند و در نقد اول خود نوشتند : باید در شب های بعد هم به تماشای کنسرت بروند ) اما بیشتر منظور نظر من و بیشتر آنچه باعث دلسوختگی من شد این بود که یکی از اهالی موسیقی ایرانی ـ که شدیدا" نیازمند اخلاق و انسانیت است ـ پوچ و درون تهی از میان در آمد و وای به حال موسیقی پاک ایرانی که اینگونه فدای نادانانی می شود که رنگ دانایی بر پیکره ی خود پاشیده اند . ورنه کار اصیل موسیقی و هنری که با انسانیت و عقلانیت همراه باشد هرگز از اظهار نظر گروهی جاهل نمی هراسد و نمی لرزد و نمی ریزد . آنچنانکه منصور حلاج ماندگار شد و فردوسی پایدار ماند و امیرکبیر جاودانه می ماند هنر و انسانیت جاودانه خواهد بود و آنچه فرو می ریزد جهل و نادانی است و بدترین آن جهلی است که جاهل از آن بی خبر است !
اکنون نقد هوشنگ کامکار را بخوانید :
| |
| استاد مسلم بودن محمدرضا شجریان در حوزه آواز بر کسی پوشیده نسیت اما این موضوع باعث نمی شود که استاد در هر کنسرت و هر اجرایی موفق عمل کند به همین دلیل با وجود تمام احترامی که برای شجریان قائل هستم اما معتقدم که کنسرت گروه "آوا" در شان موسیقی سنتی و همچنین آواز ایشان نبود. | |
|
"هوشنگ کامکار" با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهرگفت : تنظیم قطعات این کنسرت دربرگیرنده ملودی های ساده با تنظیم های پیش پا افتاده بود به این معنا که تمامی نوازنده ها همان جملات خواننده را بدون اینکه یک نت بالا و پایین شودپاسخ می دادند و این در حالی است که اگر در تنظیم قطعات کمی سلیقه به خرج داده می شد شاید در کلیت کار جذابیت بیشتری پدید می آمد. سرپرست گروه موسیقی کامکارها در ادامه خاطر نشان کرد : در یک نگاه کلی به کنسرت شجریان و گروه آوا به خوبی متوجه می شویم که اجرای این گروه جدا از آواز شجریان از جهت تنظیم و ساخت قطعات و همچنین تصنیف های انتخاب شده ضعیف بود و در حد و اندازه استاد شجریان نبود و من تنها توانستم قسمت اول کنسرت را ببینم ولی همان اندازه از کنسرت را که دیدم رضایت بخش نبود و باید متذکر شوم که متاسفانه شاهد اجرایی شلوغ بودم و به همین دلیل معتقدم که قدرت خوانندگی استاد با توانایی اجرای نوازنده های گروه اختلاف فاحشی داشت. کامکار خاطرنشان کرد : جواب آوازها خیلی شلوغ و آمیخته با اضطراب بود به نحوی که همه با هم به شکل درهم و مشوش جواب آواز را می دادند و من بروز چنین مشکلی را به پای این می گذارم که نوازنده ها به تنهایی در حد پاسخ گویی به آواز نبودند. وی در پایان به دلایل بروز مشکلات اجرایی کنسرت گروه "آوا" با آواز شجریان اشاره کرد و گفت : به نظرمن بزرگترین مشکل این اجرا شتابزدگی در تشکیل گروه بود بدون اینکه نوازنده ها با شیوه کار همدیگر و همچنین فضای کار و حتی میزان پختگی قطعات در اجرا آشنا باشند کنسرت برگزار کردند. لازم به توضیح است گروه کامکارها از اول تا چهارم شهریورماه سال جاری در تالار بزرگ کشور کنسرت برگزار می کنند. |

كنسرتهاي پياپي بزرگان موسيقي سنتي، تابستان امسال را به فصلي پررونق براي اهالي علاقمند به موسيقي تبديل كرده است.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، امسال يكي از پر رونقترين سالها براي موسيقي و مخاطبان اين هنر است چرا كه همه بزرگان موسيقي(محمدرضا لطفي، استاد شجريان، عليزاده، مشكاتيان، ناظري، كامكارها) به يكباره تصميم به اجراي جداگانه آن هم در فصل گرم سال كردهاند.
* لطفي آغازگر كنسرت بزرگان
فصل گرم موسيقي امسال از اجراي پرهياهوي «محمدرضا لطفي»به همراه «محمد قويحلم»در فضاي باز كاخ نياوران آغاز شد.
«لطفي»در اين اجرا كه تماما بر اساس بداهه بود همساز زد و هم خواند اما برخلاف آنچه تصور ميرفت نتوانست انتظار مخاطبان را بعد از گذشت 25 سال برآورده كند.
كنسرت بداههنوازي «محمدرضا لطفي»از 14 تا 16 تير به همت مؤسسه آواي شيدا در فضاي باز كاخ نياوران برگزار شد.
* استاد شجريان بعد از لطفي
كنسرت «محمدرضا شجريان»به همراه گروه آوا دومين اجرا از كنسرتهاي بزرگان موسيقي در يك ماه گذشته است.
بعد از جدايي «محمدرضا شجريان»از«عليزاده» و «كلهر»، اين استاد آواز، گروه آوا را كه سالها پيش با آنها همكاري ميكرد براي اجرا برگزيد و پس از برگزاري تور بزرگ اروپا از 8 مرداد به مدت 6 شب در تالار بزرگ كشور به روي صحنه رفت.
گروه آوا اين كنسرت را با عنوان استاد سخن سعدي در دو بخش برگزار كردند به طوري كه در بخش اول قطعاتي چون «انتظار» از ساختههاي «مجيد درخشاني»،ساز و آواز (آواز راست، گشايش، داد، حصار، شكسته،فرود)،تصنيف ماهور «سروچمان» از ساختههاي «محمدرضا شجريان»،ساز و آواز (آواز خاوران،قرائي،فرود)، چهار مضراب دلكش از «مجيد درخشاني»، ادامه ساز و آواز (آواز دلكش، قرچه، رضوي، فرود) و تصنيف ماهور سخن عشق از«شجريان» و در بخش دوم نيز «قطعه ديدار» از ساختههاي «سعيد فرجپوري» ، آواز بر«قطعه ديدار»، تصنيف شور «در فراق» از ساختههاي «شجريان»، ساز و آواز (آواز افشاري، جامه دران، فرود)،چارمضراب افشاري رقص پروانه از «سعيد فرجپوري»، ساز و آواز (آواز قرائي، فرود) و تصنيف افشاري باده عشق از ساختههاي «محمدرضا شجريان» را اجرا كرد.
از پيامدهاي اين كنسرت علاوه بر اجراي قطعات جديد، آشتي «شجريان»و «مشكاتيان» پس از سالها اختلاف بود.
*كامكارها در تالار كشور مينوازند
گروه كامكارها به سرپرستي «هوشنگ كامكار» و خوانندگي «بيژن كامكار»1 تا 4 شهريور در تالار بزرگ كشور به روي صحنه ميروند.
كامكارها اين كنسرت را در دو بخش كردي و فارسي در تالار وزارت كشور برگزار ميكنند كه در برنامه امسال برخي از اعضاي اين خانواده از جمله اردوان كامكار به همراه نوازندگان ميهمان جواني كه به گروه پيوستهاند به تكنوازي در ميان قطعات ميپردازند.
سال گذشته كامكارها به خوانندگي«عدنان كريم»كنسرتي را در همين تالار برگزار كردند.
*تنبور شمس به كاخ نياوران ميرود
گروه موسيقي تنبور شمس به سرپرستي «كيخسرو پورناظري» روزهاي 6، 7 و 8 شهوريور ماه ساعت 21 در كاخ سعدآباد مينوازند.
اين كنسرت ابتدا قرار بود نيمه دوم مردادماه در كاخ نياوران برگزار شود كه به دليل پارهاي از مشكلات به تاخير افتاد و درهفته اول شهريورماه اجرا ميشود.
اين اجرا به مناسبت سال مولانا با استفاده از اشعار اين شاعر برجسته برگزار ميشود. قطعات كنسرت گروه موسيقي شمس از ساخته هاي «كيخسرو پورناظري» و «تهمورث پورناظري» است كه با صداي «فرشاد جمالي»اجرا ميشود.
*نواي تار حسين عليزاده
«حسين عليزاده»بعد از جدايي از «شجريان» فعاليتهاي مستمري داشت و در كشورهاي ديگر اجراهايي را نيز داشت.او كه تا كنون اجراي مستقلي را در تهران داشته امسال با گروه خودش در تالار وزارت كشور به اجرا ميپردازد.
كنسرت «عليزاده» از 14 تا 16 شهريور به همت خانه موسيقي و انتشارات هرمس كه در بخش اول «حسين عليزاده» به همراه «مجيد خلج»به دونوازي تار و تنبك ميپردازند و سپس در بخش دوم به همراه آنسامبل همآوايان متشكل از «مجيد خلج»:تنبك و دف،«افسانه رسايي»و«راحله برزهگري»:آواز،«علي صمدپور»:آواز و پركاشن،«پوريا اخواث»:آواز و قيچك،«محمدرضا ابراهيمي»:عود،«علي بوستان»:سهتار،«پيام جهانماني»:بمتار،«نيما عليزاده»:رباب،«صبا عليزاده»:كمانچه و «نگار خاركن»:كمانچه به گروهنوازي خواهند پرداخت.
در حال حاضر بليتهاي اين كنسرت در تهران پيش فروش ميشود.
*شهرام ناظري با اركستر اسنابروك ميخواند
به گفته «نادر مشايخي»رهبر اركستر سمفونيك تهران ،سمفوني مولانا به خوانندگي «شهرام ناظري»احتمالا شهريورماه در تهران توسط اركستر اسنابروك آلمان در تهران اجرا خواهد شد.
اين اجرا به دنبال برقراري تعامل و داد و ستد فرهنگي بين ايران و آلمان برگزار ميشود.
سمفوني مولانا بر اساس يكي از اشعار مولانا،به سفارش سازمان صدا و سيما ،توسط «نادر مشايخي»به خوانندگي «شهرام ناظري»ساخته شده است.
*مشكاتيان،گروه عارف را به صحنه ميآورد
پايان بخش اجراهاي بزرگان موسيقي كنسرت گروه عارف به سرپرستي «پرويز مشكاتيان» است كه آبانماه در تهران و شهرستانها برگزار ميشود.
در اين كنسرتها گروه عارف بدون حضور«شهرام ناظري» قطعاتي را در دستگاههاي نوا،شور،دشتي، بيات ترك، افشاري و سهگاه اجرا ميكند.
مكان اين كنسرت در تهران مشخص نشده و به گفته «مشكاتيان» از آنجا كه زمان اجرا پاييز خواهد بود و امكان بارش وجود دارد، ناگزير كنسرتمان را يا در تالار وحدت و يا تالار وزارت كشور برگزار خواهيم كرد.
حدود دو ماه قبل در یاداشت " فقه اسلامی و موسیقی ایرانی " به این نکته اشاره کردم که تا هنگامی که فقه اسلامی که خط مشی و استراتژی سیاست های فرهنگی را در حکومت جمهوری اسلامی تعیین می کند ، تکلیف خود را با موسیقی ایران روشن نکند ، جفا و خیانت آشکار به موسیقی ایران همچنان ادامه خواهد داشت ؛ و امروز یکی از بارزترین نمونه ها از جفایی که صدا و سیمای ایران در حق موسیقی روا می دارد را در اینجا روایت می کنم!
به این تصویر دقت کنید !

این اجرای زنده ای از موسیقی سنتی در صدا و سیمای ایران است و آن دیوار هایی که می بینید ، دیوارهایی بین سازها و موسیقی سنتی ایران و نوازندگان آنها و بینندگان است ! این دیوار ها ، مدافع عصمت و طهارت بینندگان است تا خدای ناکرده نکند با دیدن سازهای موسیقی به گناه گرفتار نشوند . من نمی دانم که آیا چنین نمونه ای از سانسور با این همه وقاحت در اهانت به شعور مخاطبین در تاریخ رسانه ای دنیا وجود دارد یا نه اما باید بگویم که بعضی اوقات با دیدن این نمونه ها به این می اندیشم که گویا سیاست هدفمندی در راستای نابودی هنر و موسیقی ایران وجود دارد وگرنه حقیقتا این نمونه آشکار از سانسور با چه هدفی می تواند انجام شود .
هنگامی که در یاداشت " سخنی با استاد محمد رضا لطفی " از استاد محمد رضا لطفی خرده گرفتم که چرا استاد به رادیو تلویزیون دولتی ایران پیشنهاد داده است که کنسرت او بصورت زنده از تلویزیون در سراسر ایران پخش شود برای همین نشانه هایی بود که از صدا و سیمای ایران می دانم !
در گفتگوهایی که با یکی از نزدیکان استاد محمد رضا لطفی نیز داشتم به ایشان گفتم که من معتقدم استاد محمدرضا لطفی و بقیه استادان موسیقی ایران برای دفاع از آینده فرهنگ و موسیقی ایران ، باید صدا و سیما را در زمینه همکاری های موسیقایی تحریم کرده و عطای آن را به لقایش بخشند . استادان موسیقی باید در همه گفتگو ها و با استفاده از تمامی امکانات خود این اهانت آشکار را به چالش بکشند ! شاید با تحریم صدا و سیما از سوی همه بزرگان موسیقی و عدم اجازه به این دستگاه عریض و طویل برای استفاده ابزاری از آنها در کوتاه مدت گروهی از دوستاران موسیقی از ارتباط با موسیقی آنها محروم شوند اما من معتقدم این دین و تعهد مهمی است که تمامی استادان موسیقی ایران به آینده این هنر دارند .
استادان موسیقی ایران باید با صدای رسا به این نکات اشاره کنند که در حالی که ساز و موسیقی خودمان در رسانه خودمان نمایش داده نمی شود ، جوان ایرانی در کجا باید ساز های ایرانی را ببیند و با موسیقی خودمان آشنا شوند . جوانی که در همه ی ساعت های شبانه روز این امکان را دارد که در هزاران کانال ماهواره ای انواع سازهای دیگر همچون گیتار و پرکاشن و ... ببیند ، در حالی که تلویزیون خودمان نمایش سازها را حرام می داند ، کجا باید سازهای ایرانی همچون تار و سه تار و ... و نوازندگی آنها را ببیند و با آنها آشنا شود .
معتقدم از تمامی رسانه ها و ابزار موجود برای به چالش کشیدن صدا و سیما و مسوولان فرهنگی ایران در زمینه موسیقی باید استفاده کرد تا این صدا را به گوشهای ناشنوایشان رساند که تا زمانی که موسیقی ، ابزاری بین برنامه ای برای این رسانه است و تا زمانی که این رسانه به موسیقی به صورت جدی توجه نمی کند و تا هنگامی که هنوز حق اولیه و ابتدایی اجازه ی نمایش ساز در این رسانه وجود ندارد ، این رسانه هیچ حقی برای انتقاد از رشد موسیقی های زیرزمینی و بی توجهی به موسیقی ایرانی و ... ندارد .
منبع : سایت هنرو موسیقی
|
مظفر شفیعی یکی از شاگردان استاد محمد رضا شجریان در گفتگو با مهر:
| |
کیفیت اجرای گروه "آوا" متغیر بود ![]() | |
| کنسرت استادشجریان از لحاظ کیفیت مدام در حال تغییر بود به این معنا که به نظر می رسید در برخی شب ها گروه آمادگی لازم را نداشتند و در شب های دیگر عالی ظاهر می شدند ولی در نهایت آواز استاد مثل همیشه خوب و سر حال بود . | |
|
مظفر شفیعی خواننده با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : اجرای شب پنچم در مقایسه با دیگر شب های کنسرت بی نظیر و به معنای واقعی دراوج بود. نیمه دوم قسمت اول درشب پنچم یک چهار مضراب دلکش در گوشه ماهور و قرچه اجرا شد که به نظرمن یکی از بهترین کارهای گروه با آواز استاد بود. وی درباره کیفیت اجرای گروه نوازندگان گفت: جای سازی مثل سنتور در چیدمان سازهای گروه آوا بسیار خالی بود و این کمبود به ویژه در اجرای شب اول بسیار احساس می شد ولی کنسرت هرچه پیش می رفت هرشب نسبت به شب های دیگر بهتر می شد ولی باید متذکر شوم دربخش تکنوازی سازها برخی از هنرمندان به دلیل اینکه بیشتر در گروه نوازی ساز زده اند ضعیف عمل کردند ولی درنهایت همان نوازنده ها در کنار استاد خوش درخشیدند. شفیعی در پایان گفت : امیدوارم در کنسرت های بعدی استاد شجریان، با تغییرات احتمالی که در گروه داده می شود بتوانیم شاهد گروهی بهتر با سازهایی متنوع تری باشیم ؛ به عنوان مثال می توان از دورانی یاد کرد که پرویز مشکاتیان به عنوان نوازنده سنتور و داریوش پیرنیاکان نوازنده تار در آن حضور داشتند. |
|
انتقادهای بسیاری راجع به کیفیت کنسرت محمدرضا شجریان و همچنین چگونگی چیدمان اعضای گروه موسیقی "آوا" شنیدم که به نظر من این حرف و حدیث ها تنها بر مبنای سلیقه های شخصی افراد است و در نهایت خدشه ای به کیفیت اجرای استاد وارد نمی کند. | |||||
|
محسن کرامتی خواننده با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : با توجه به سن و سال استاد و البته شرایطی که هنر موسیقی در آن به سر می برد این کنسرت در بهترین شکل ممکن اجرا شد و به جرات می گویم چنین حضور با شکوهی جان تازه ای به پیکره موسیقی سنتی بخشید. وی خاطرنشان کرد : البته ناگفته نماند مصداق تمام این تعریف و تمجیدها حضور مشتاقان به موسیقی سنتی بود که دراین بین حضور جوان ها و سنجش میزان علاقه آنها به این نوع موسیقی واقعا دور از تصور بود و گمان می کنم ششمین و آخرین شب از اجرای کنسرت یکی از بهترین شب های کنسرت بود. این خواننده در ادامه به همخوانی همایون شجریان با پدر اشاره کرد و گفت : یکی از ویژگی های خوب این اجرا حضور چشم گیر همایون شجریان بود چراکه این همراهی و هماهنگی آنقدر پخته و جا افتاده بود که واقعا اگر اجرایی زنده نبود و با چشم این همراهی را نمی دیدم متوجه تغییر آواز استاد و پسرش نمی شدیم گرچه این همخوانی به پیچیدگی اجرای کنسرت در سال های گذشته نبود اما به معنای واقعی همراهی به جا و در شان موسیقی سنتی ایران را در این کنسرت شاهد بودیم. وی در پایان گفت : اما با تمام این اوصاف به نظرمن نوع ورود مهمانان توهین آمیز بود چراکه آنها مجبور بودندبرای ورود از دریچه ای کوچک به عنوان در استفاده کنند که این شیوه ورود به سالن نه در شان این کنسرت و نه در خور موسیقی سنتی ایران بود ضمن اینکه به این نکته نیز باید توجه کرد که در چنین کنسرت هایی مهمانان خارجی هم حضور دارند و برخورد مسئولان سالن از لحظه ورود تا مستقر شدن کامل مهمان ها باید سنجیده و مناسب باشد. |

شجریان را داریم، پس میتوانیم همچنان سرمان را بالا بگیریم و به زنده بودن موسیقی ایرانی
افتخار
کنیم. شجریان را داریم، پس از انتظار کشیدن برای شنیدن نواهای جدید
مسحورکننده که هر شنوندهای را منقلب میکند، دست بر نمیداریم. منتظر مینشینیم و چشم به در میمانیم. با شجریان هنوز به ظهور شاهکاری مثل «شب، سکوت، کویر»
از دل این سکوت آزاردهندهی موسیقی ملی، امیدواریم. میتوانیم دوباره و هزارباره، صدای آسمانی او را بشنویم و هر بار به کشف و شهود لطایف نهانی صدای او نایل شویم.
شجریان را داریم، پس از هجوم بیمروت کارنابلدان دلنگران نیستیم. با حضور او از هجمهی تخریبگران میراث باربد و نکیسا باکی نداریم.
همین که این اعتبار فرهنگ ایران، هنوز برای مردمش میخواند و هنوز «صدای مردمش»
است، غنیمت است. یکی میگفت شجریان خوانندهی خوشصدایی است.
اما این اظهار نظر، ظلم است به فرهنگ، ظلم است به ایران و ظلم است به شجریان.
پشت این صوت مسیحایی، سالها تاریخ هست. وقتی مردم از جایشان برمیخیزند
و با تمام وجود برای او کف میزنند، دیگر نمیتوان گفت این صدای شجریان است
که به او محبوبیت بخشیده. باید به دنبال
مختصات دیگری گشت. مگر میشود افزون بر چهار دهه خواند و هر روز خانهی پرنورتری
در قلب مردم یافت؛ مردمی که به باد ملایمی از تو روی برمیگردانند. این است که با وجود تمام ناملایمات،
او همچنان میراثدار باربد مانده. فرخی سیستانی با آن کلام پرعاطفهاش عالی سروده:
باز هم، باز بود، ورچه که او بسته بود
شرف بازی از باز، فکندن نتوان
و شجریان، چه بخواهیم، چه نخواهیم با فراست مثالزدنی و با نیروی خدادادی عظیمی که
در وجودش به ودیعه نهاده شده، این همه سال مانده و بیشک «مانا» خواهد بود. هر چند آنچنان که باید او را ارج ننهادهایم. آنگاه که نصرت فاتحعلیخان هنرمند محبوب و بیبدیل عرصهی قوالی، نشان طلایی پیکاسو را از یونسکو دریافت کرد، پاکستانیها زمین و زمان را
به هم دوختند. این رویداد هنری را همچون یک اتفاق عظیم اجتماعی ارج نهادند و با این اتفاق،
نام پاکستان را تا مدتها در رسانههای جهان مطرح کردند. شجریان هم به سال ۱۹۹۹ به
فرانسه رفت تا این افتخار را برای فرهنگ ایرانزمین به ارمغان آورد. اما مقایسهی برخورد مردم
و رسانهها با این دو موضوع... عجبا! همین سال گذشته بود که شجریان بالاترین نشان
یونسکو یعنی مدال موتزارت را برای ایران و به افتخار ایران کسب کرد، اما حجم اخبار حول
و حوش این افتخار بسیار بزرگ آنقدر ناچیز بود که اگر هیچ نگوییم، حرمتها را حداقل حفظ کردهایم.
اما فقط نمیدانیم چرا استاد کمتر به رسانههای وطنی نزدیک میشود؟
حفظ احترام و شخصیت ویژهی او بر همه ضروری است و میدانیم که برخی،
حرمتها را حفظ نکردهاند.
اما مگر نمیگوییم او صدای مردم ایران است. چرا فیلمی که فیلمساز دانمارکی از او ساخته،
نباید به دید مردم کشورش برسد؟ چرا مردم نباید بدانند که استاد
به همراه همکاران سابقش علیزاده، کلهر و همایون
ساندتراک فیلم پادشاهی بهشت Kingdom of Heaven اثر رایدلی اسکات،
کارگردان مشهور هالیوودی را اجرا کردهاند؟ چرا دویچهوله میتواند با استاد
مصاحبهی اختصاصی ترتیب بدهد، اما اینجا رسانههای ایران این امکان را ندارند. مردم دوست دارند و
حق دارند که بدانند صدای بیبدیل کشورشان، چهها برایشان دارد و چهها کرده. مردم باید
هنرمند درجه یک کشورشان را بشناسند و به او نزدیکتر باشند. مردم او را عاشقانه دوست دارند.
گفتیم که مردم ایران شجریان را دارند...
ادامه ی این مطلب را می توانید در وبلاگ " همایون شجریان"
مطالعه کنید :






|
داود گنجه ای در گفتگو با مهر : | |
| وقتی استاد شجریان که می تواند شبی چندهزار تماشاگر را با خود همراه کند حیف است که با گروههای ارکسترال مانند گروه موسیقی کامکارها و یا فرامرز پایور کار نکند. | |
|
داود گنجه ای نوازنده کمانچه با بیان این مطلب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : من معتقدم آواز استاد در کنار حجم صدای ارکسترال گروههایی مثل کامکارها می تواند اجرای خوب و شنیدنی و حتی آموزنده ای را به مخاطب ارائه دهد. وی با اشاره به اینکه حجم صدای ارکستر کنسرت استاد شجریان کم بود گفت : این ارکستربه لحاظ ترکیب بندی سازها رنگ آمیزی مناسبی به شنونده عرضه نمی کرد و چه خوب بود که گروه آوا در ترکیب بندی سازها برای حجم بخشیدن به صدا حداقل یک سنتور و یک کمانچه دیگر را به بقیه سازها اضافه می کردند. عضوهیئت مدیره خانه موسیقی خاطرنشان کرد : در هر صورت برگزاری این کنسرت با توجه به سن آقای شجریان کار مشکلی است و فقط عشق و علاقه به هنر موسیقی می تواند انگیزه لازم را برای چنین هنرمندی به وچود آورد. این موسقیدان افزود : یکی از نکات قابل توجه در این کنسرت حضور جوانان علاقمند و مشتاق در حوزه موسیقی سنتی و ردیف دستگاهی بود چرا که این شور و علاقه در جوانان برای شنیدن موسیقی سنتی در شرایطی که انواع و اقسام رسانه شنیداری و دیداری در دسترس است دور از تصور بود . به نظر من برگزاری چنین کنسرتهایی برای نسل جوان غنیمتی بزرگ است. گنجه ای درباره کیفیت کنسرت شجریان در شش شب اجرا اشاره کرد و گفت : اجرای موسیقی ردیف دستگاهی همراه با آواز استاد در این کنسرت بسیار پسندیده و در شأن موسیقی اصیل سنتی ایران بود. |
![]() |
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي معاونت امور هنري وزارت ارشاد، معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شجريان در حاشيه اين كنسرت طي جلسهاي در خصوص مسايل موسيقي از جمله حمايت از آثار موسيقي فاخر گفتوگو كردند.
شجريان در اين جلسه خواستار شد، سالنهاي مختلف براي اجراي برنامه گروههاي جوان شاخص كه به موسيقي اصيل و فاخر ميپردازند تدارك و فراهم شود.
شجريان همچنين در خصوص پروژه ملي باغ هنر بم توضيحاتي را ارائه كرد و قرار بر اين شد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جهت تكميل اين پروژه ملي پيگيري كند تا با حمايت و كمك وزارت مسكن و شهرسازي و در كنار تكميل ساير پروژههاي شهر بم، تكميل و بهرهبرداري باغ هنر بم نيز كه يك پروژه ملي و ارزشمند است با كمك وزارت مسكن و دولت تكميل شود.
| آخرین اجرا از کنسرت گروه آوا به خوانندگی محمدرضا شجریان شب گذشته در میان انبوه جمعیت مشتاق موسیقی سنتی در تالار بزرگ کشور به پایان رسید. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، ششمین و آخرین شب از اجرای کنسرت گروه آوا بدون تغییر محتوا در دو بخش ماهور و شور و با اجرای چهار تصنیف از محمدرضا شجریان و چند قطعه از ساخته های فرجپوری و درخشانی به پایان رسید. در بخش نخست قطعه انتظار اثر مجید درخشانی، ساز و آواز در گوشه های گشایش ، حصار و شکسته و سپس تصنیف سروچمان اجرا شد. چهار مضراب دلکش اثر دیگری از درخشانی بود که قبل از ساز و آواز در گوشه دلکش و قرچه اجرا شد . پایان بخش این قسمت تصنیف "سخن عشق" اثر شجریان بود . بیشتر قطعات و تنظیم های بخش دوم ( در دستگاه شور و آواز افشاری ) از سعید فرجپوری بود. تصنیف " در فراق " اثر جدید شجریان که اخیرا در آلبوم جدید (غوغای عشقبازان) آمده اجرا و سپس چهارمضراب رقص پروانه اثر فرجپوری در آواز افشاری اجرا شد و پایان بخش این قسمت تصنیف جدید دیگری از شجریان به نام "باده عشق" ارائه شد.
پس از پایان قسمت دوم به دنبال تشویق های پی درپی حاضرین در سالن، استاد به همراه گروه آوا تصنیف "ساقیا" ساخته فرجپوری را در آواز افشاری با شعری از مولانا اجرا کرد ولی پس از پایان این قطعه جمعیت حاضر یک صدا با هم خواستار اجرای تصنیف "مرغ سحر" شدند و این تقاضا از سوی شرکت کننده های ادامه پیدا کرد تا اینکه استاد و یاران اش بار دیگر بر جای خود نشستند و این تصنیف را اجرا کردند و جمعیت حاضر در سالن 3 هزار نفری تالار وزارت کشور( که علاوه بر ظرفیت سالن صندلی هایی اضافه شده بود) همصدا با گروه خواندند که این هم صدایی پایان خوب و خوشی را برای کنسرت بزرگ محمدرضا شجریان و گروه موسیقی آوا بود. همچنین درفاصله بین دوقسمت کنسرت، معاون هنری وزارت ارشاد و استاد شجریان در پشت صحنه با یکدیگر دیدار داشتند و در این جلسه استاد در خصوص حمایت هایی که برای تکمیل پروژه ملی باغ هنر بم ازسوی نهاد های مردمی و دولتی بویژه وزارت ارشاد لازم است صحبت و گفتگو کرد. * در حاشیه - در کنار مسئولان فرهنگی برخی از بازیگران و چهره های تلویزیونی مانند الهام حمیدی،عادل فردوسی، فرزاد حسنی و... در سالن حضور داشتند . - در پی تشویق های بی امان حاضران و دسته گل هایی که از گوشه و کنار برای استاد می آمد یک جوان معلول به سختی خودش را به صحنه رساند تا با شجریان دیدار داشته باشد و استاد پس از دیدن این جوان او را در آغوش کشید و دسته گلی را به گردنش انداخت که این حرکت با تشویق های فراوان مواجه شد. - شب گذشته شایعه اجرای مجدد این برنامه در مهر یا آبان ماه سال جاری بر سر زبان ها بود. |
| کنسرت گروه آوا به خوانندگی استاد شجریان توانست قدم مثبتی در راه پیشرفت موسیقی ملی و شناساندن هویت واقعی موسیقی سنتی بردارد. | |
|
محمد سریر ضمن بیان این مطلب درباره ماهیت برگزاری کنسرت گروه موسیقی "آوا" در گفتگو با خبرنگار مهرگفت : رویدادهای فرهنگی و هنری مانند کنسرت گروه آوا با صدای آقای شجریان که ازکیفیت بالایی برخوردار بوده وشایسته هنر این سرزمین است در شرایطی که هر پدیده ای را به عنوان هنر به خورد مردم می دهند غنیمتی گران بها است . وی در ادامه با اشاره به اینکه برنامه هایی از این دست یک رویداد هنری ارزنده محسوب می شود گفت : آنچه از اجرای گروه موسیقی آوا دیدم با انتظارات مردم در خصوص موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی بسیار همگون بودوبه نظرمن آن نوع موسیقی که شجریان و یاران او ارائه کردند جان تازه ای را به این موسیقی بخشید. سریرافزود : به گمانم این کنسرت دیدگاه های تازه ای را در ریتم و حرکت در موسیقی پدید آورد و وجود چنین مسئله ای بیانگر این مطلب است که شجریان هنوز به اصول خود دراین هنرپایبند است ونتایج بررسی ها و مشاهدات خود را در موسیقی به بهترین شکل ممکن عرضه می کند. رئیس هیئت مدیره خانه موسیقی در پاسخ به این انتقاد که کنسرت شجریان باعث ایجاد نوعی خستگی در مخاطب شده گفت:باید این نکته را متذکر شوم که موسیقی سنتی و ردیف دستگاهی ما اساسا برای جمعیت 5 هزار نفری نبوده و نیست چراکه این نوع موسیقی از آغاز برای مجموعه ای از افراد خاص و به شکل محدود اجرا شده است اما در حال حاضر جمعیتی که به تماشای این کنسرت می آیند با خواسته ها و انتظاراتی مضاعف و متفاوت به کنسرت می آیند و شاید این ملال و خستگی به دلیل اتفاقی است که دور از انتظار آنها رخ می دهد. وی گفت : نباید این نکته را فراموش کرد که موسیقی ردیف دستگاهی، موسیقی ای زمان بر است ودرحقیقت این موسیقی نوعی تمرکز و آرامش خیال خاصی می خواهد و به نظر من این کنسرت و کنسرت هایی از این دست باعث می شود تا مخاطبان عادت کنند تا پای قطعات بنشینند واین نوع موسیقی ها در اصل نوعی تمرین خوب گوش دادن وکنسرتی آموزشی است. این آهنگسازگفت : عواملی که موجبات محبوبیت شجریان را در داخل و خارج از کشور فراهم آورده است فقط مختص به توانایی های فردی او نیست بلکه این موفقیت مدیون مجموعه ای از توانایی های هنرمندان همکار با وی،شرایط زمانی و عواملی از این دست است. |
| جمال سماواتی در گفتگو با مهر: | |
| شجریان بی شک یک حادثه در تاریخ موسیقی ایران است و نمی توان منکر توانایی ها و جریان ساز بودن او شد، اما سایر عواملی که در به وجود آمدن چنین هنرمند برجسته ای نقش به سزایی داشته است را نباید فراموش کرد . | |
|
جمال سماواتی،نوازنده تار و سه تاربا بیان این مطلب درگفتگو با خبرنگار مهر گفت : هر چه زمان می گذرد از تعداد کسانی که درگذشته وقت می گذاشتند و کارهای استاد راگوش می دادند کم شده و در حال حاضر، شرایط ، نسل و نوع مخاطبانی که به آثار شجریان گوش می دهند تغییر کرده است ضمن اینکه سطح آوازی که در کنسرت های وی اجرا می شود آنقدر بالا ، پخته و پرورده است که مردم به معنای واقعی نمی توانند داوری کنند. وی در ادامه خاطرنشان کرد : آنچه مسلم است توجه به این مطلب است که در طول تمام این سال ها به مخاطب این نکته القا شده که همه آثارشجریان خوب است و همه مردم هم بدون چون و چرا پذیرفته اند که شجریان بهترین است ودر این مدت حتی یک منتقد جسورهم پیدا نشده که با استدلال و استناد به دلایل محکم و البته با حفظ تمام حرمت ها و بدون غرض ورزی جریان نقد درست را آنگونه که شایسته است راه بیندازد. حتی دربسیاری از کنسرت های سنتی دیده ایم که برخی شنوندگان ازخستگی زیاد نمی توانند بر صندلی بنشینند اما به هیچ عنوان حرفی نمی زنند و با تشویق های پی در پی اظهار رضایت می کنند ؛ این مسئله ریشه در مسائل روانشناسی اجتماعی دارد و متاسفانه این اتفاق درمورد کنسرت لطفی هم افتاد و آن انتظاری که از این نوازنده تار داشتیم برآورده نشد و درمقابل با موجی از تعریف ها و تمجیدهای بی دلیل افراد مواجه شدیم . سماواتی در ادامه گفت : نباید فراموش کرد که موفقیت و محبوبیت شجریان علاوه برذات، استعداد درخشان درآواز و خصوصیات فردی او در موسیقی، مرهون وجود استادان و کسانی است که به نوعی در به بار نشستن ثمره استعداد او موثر بوده اند چراکه همه ما می دانیم بسیاری از هنرمندان موسیقی و آهنگسازان شاه گل کارهای خود را در سینی زرین گذاشتند و تقدیم ایشان کردندو در واقع عصاره آثارشان را در حنجره او چکاندند. وی در پایان در پاسخ به این سئوال که آیا مردم می توانند ممیزهای خوبی باشند گفت : نه ، نمی توانند چون به نظرمن مردم هم کند حرکت می کنند و هم درقضاوت های خود بی رحم هستند چراکه حرکت های مردم غیر قابل پیش بینی و بسیارعجیب و غریب است بنابراین مردم داوران ارزشی نیستند بلکه آنها همواره داوران مصرف کننده هستند. |
قبل از مطالعه ی مطلب زیر آن مقاله را بخوانید :
http://www.tahrir.blogfa.com/post-102.aspx
بد نیست نگاهی به آرشیو نظرات در پایین این مقاله در وبلاگ تحریر بیاندازید
*** آنچه در زير مي خوانيد صرفا نظرات شخصي من است . خوشحالم كه همواره روحيه نقد و نظر داشته ام ، و اين بار نيز دست همدلي به سوي همه خوانندگان وبلاگ دل آواز دراز مي كنم ، تا من را و سايرين را از نظراتشان بهره مند كنند .
چندي است كه آقاي فريد اسدي دهدزي ، مطلبي با عنوان جذاب و فريبنده " شجريان زدگي " را در وبلاگ هاي شجريان و تحرير منتشر كرده اند و گويا متاسفانه در مجله موسيقي مقام نيز به چاپ رسانده اند . اين نوشته كه در 16 بند جداگانه به رشته تحرير در آمده است ، در هر بند خود ، از فقر استدلال و عدم وجود نظم و پيوستگي در كنار هم چيدن دلايل و در نهايت نتيجه گيري ، رنج مي برد . به گونه اي كه در اكثر بندها يك سري جملات كه در ذات صحيح هستند كنار هم چيده شده اند و در نهايت نتيجه اي بي ربط و دور از انتظار از آن جملات صحيح اخذ شده است كه به نظر من ، اين دليلي جز هيجان زدگي نويسنده مطلب و خودبزرگ بيني ايشان ندارد . متاسفانه نويسنده اين مطلب ( كه خود همه را به عدل و داد توصيه مي كند ) با استفاده از مجموعه روابطي كه دارد موفق به چاپ نوشته هاي خود در مجلات موسيقي مي شود ، و اين در حالي است كه من نمي دانم ايشان تا چه حد به عواقب نوشته هاي خود فكر مي كند ؟ آيا مي داند كه سطر سطر نوشته اش ممكن است اذهان نوپا و تازه آشنا با موسيقي را كاملا ديگرگون كند و تحت تاثير آموخته هاي غلطش قرار دهد ؟ كاش ديگران هم چون ايشان از اين زنجيره هاي ارتباطي برخوردار بودند تا مي توانستند مطالب خود را به همين سادگي در نشريات به چاپ برسانند كه بزرگترين خطر ، همانا اين است كه عده اي احب انديشه و صاحبدل ، به واسطه نداشتن برخي چيزها نتوانند صداي خود را به گوش برسانند . به هر حال من هم اگر مي تواستم مقاله اي با اين عنوان پرطمطراق " شجريان زدگي " را با نام خودم جايي منتشر كنم ، شايد هنگام نگارش آن كمي هيجان زده مي شدم و دست و پايم را گم مي كردم . اميدوارم كساني كه اين مقاله را خوانده اند فرصتي يابند تا نقد آن را نيز بخوانند .
وبلاگ دل آواز ، ابتدا شما را به مطالعه كامل آن مطلب دعوت مي كند .
ادامه ی نوشته را می توانید با کلیک کردن روی گزینه ی " ادامه ی مطلب " بخوانید :
| |||
|
مدير عامل خانه موسيقي در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس در خصوص تمديد كنسرت «شجريان»در تالار وزارت كشور گفت:به دليل خالي نبودن سالن وزارت كشور ،كنسرت استاد«شجريان»كه هم اكنون در حال برگزاري است،تمديد نميشود و اجراي دوباره آن احتمالا به پاييز موكول ميشود. | |||
|
شلوغ ترین کنسرت سال | |
| پنجمین شب کنسرت گروه آوا به خوانندگی محمدرضا شجریان شب گذشته برگزار شد و امشب این کنسرت به پایان می رسد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، تا کنون بیش از 16هزارنفردر کنسرت استاد محمدرضا شجریان به همراه گروه آوا حضور یافته وشاهد آواز خوانی استاد و فرزندش همایون شجریان بوده اند. در پنج شب گذشته حضور مشتاقانه موسیقی دوستان و علاقمندان به موسیقی سنتی به حدی بود که حتی یک صندلی خالی نیز یافت نمی شد و پیش بینی می شود امشب شلوغ ترین شب کنسرت گروه آوا باشد. در شب های گذشته علاقمندان صدای استاد از صنفهای مختلف حضورداشتند که علاوه برجستگان عرصه موسیقی همچون مشکاتیان،علیزاده، برادران کامکارها، گنجه ای، ظریف، پیرنیاکان، موسوی و... هنرمندان دیگری چون پرویز پرستویی، ایرج راد، گوهرخیراندیش وهمچنین چهره های سیاسی و ورزشی چون هادی ساعی، مسجد جامعی ( از اعضای شورای شهر)، حجت ایوبی (معاون اجتماعی وزیر کشور)، قالیباف (شهردار)،پرویر اسماعیلی ( مدیرعامل خبرگزاری مهر)، خجسته (معاون صدا رسانه ملی)، احمدی (مدیر دفتر موسیقی) در این کنسرت حضور یافته اند. گفته می شود امشب قراراست محمد حسین صفار هرندی وزیر ارشاد، محمدحسین ایمانی خوشخو (معاون امور هنری) ،علی دایی و چند تن از هنرمندان عرصه سینما و موسیقی به کنسرت بیایند ولی گویا وزیر ارشاد به علت سفر، امشب نیز جزو غایبان اصلی کنسرت استاد خواهد بود. در این کنسرت مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بریط)، سعیدفرجپوری (کمانچه)، حسن رضایی نیا (دف، دایره) وهمایون شجریان (تنبک و آواز) استاد را همراهی می کنند. |


حسین علیزاده - پرویز پرستویی - ایرج راد

سعید حجاریان - داریوش پیر نیاکان



داریوش پیرنیاکان - استاد محمد رضا شجریان - همایون شجریان

در شب چهارم :
استاد مرغ سحر را خواند
شب چهارم کنسرت بسیار پر شور و خاطره انگیز به پایان رسید . استاد دوشب از سه شب قبل بدون مرغ سحر صحنه را ترک کرده بود .
قبل از شروع قسمت دوم برنامه مسول اجرایی کنسرت از قول استاد شجریان از مردم خواست که در پایان کنسرت به جلوی صحنه هجوم نیاورند . وی این مطلب را شرط اجرای تصانیف اضافی در پایان کنسرت خواند .
استاد که بیت آخر شعر تصنیف افشاری " باده ی عشق " را می خواند جمعیت آرام و قرار نداشتند . همه برخاسته بودند . تصنیف تمام شد . تشویق ها شروع شد و تمامی نداشت .
گروه به نشانه ی احترام تعظیم می کردند . همچنان تشویق ها ادامه داشت . استاد و گروهش صحنه را ترک کردند اما همه می دانستیم استاد بر می گردد. این گونه هم شد . شجریان در جواب خواسته ی مردم برای اجرای مرغ سحر گفت : " اجازه بدین به جای مرغ سحر کار جدیدی رو براتون اجرا کنیم که ساخته ی آقای سعید فرج پوریه و بر روی غزلی از مولانا قرار داده شده ."
جمعیت به نشانه ی موافقت تشویق کردند و آرام و ساکت بدون هجوم آوردن به جلوی سن در جای خود نشستند .
این تصنیف زیبا و ضربی به پایان رسید و استاد پس از جواب گویی به ابراز احساسات مردم قصد داشت صحنه را ترک کند . اما هجوم تشویق ها این اجازه را نمی داد . صدای فریاد ها پراکنده به گوش می رسید که" مرغ سحر " می خواستند . اما هنگامی که همه ی جمعیت یکصدا و با زدن دست فغان سر دادند که " مرغ سحر " - " مرغ سحر " - " مرغ سحر" لبخندی که بیشتر متمایل به خنده بود بر لبان استاد نشست . استاد دستانش را بالا برد و سپس به نشا نه ی تایید خواست مردم بر دو چشم خود نهاد .
استاد و گروهش آرام همچون جمعیت حاضر بر سر جایشان نشستند .
استاد که شرع کرد : مرغ سحر .... صدای تشویق باعث شد صدای استاد به گوش نرسد . سالن که آرام شد استاد ادامه داد :
مرغ سحر ناله سر کن داغ مرا تازه تر کن
زآه شرر بار این قفس را برشکن و زیر و زبر کن
به اینجای تصنیف که رسیدیم استاد چند بار دستانش را بالا برد و از جمعیت حاضر خواست با او همراهی کنند.
حالا فقط استاد نبود که مرغ سحر را می خواند . همه ی جمعیت سالن یکنوا می خواندند :
ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد
مطمئنا" مو بر اندام همه ی آن ۳۰۰۰ نفر راست شده بود . جوی بسیار عجیبی حکم فرما بود .
مرغ سحر که تمام شد . تشویق ها به اوج رسید . بی نظیر و مثال زدنی .
پس از این تشویق ها استاد وگروهش صحنه را ترک کردند .
جمعیت شادان که استاد مرغ سحر را برایشان خوانده و شاید غمناک که ممکن است دیگر صدای استادشان را از نزدیک و در وطن خود نشنوند .
اما بد نیست مهمانان ویژه ی شب چهارم رو هم بگم :
استاد حسین علیزاده - پرویز پرستویی - ایرج راد - عبدالرسول کارگشا - هادی ساعی و...

* حضور شما به عنوان نوازنده تار در گروه موسیقی "آوا" و همراهی با محمدرضا شجریان در کنسرت های مختلفی که در خارج و داخل ایران اجرا می شود به نوعی در پیشرفت گروه خورشید وقفه ایجاد می کند. فکر نمی کنید وجود چنین وقفه ها و تعطیلی های پی در پی باعث می شود که به نوازنده های جوان لطمه وارد شود؟
- کار با بچه های خوش فکر و با ذوق گروه برای من خیلی خوش آیند و جذاب است و طبعا شور و اشتیاقی که در آنها وجود دارد انرژی مضاعفی را برای کار ایجاد می کند و اصلا آدم را وادار به کار می کند . بنابراین، خیلی واضح است که این سفرها و کنسرت دادنها در کار ایجاد وقفه می کند ، اما از طرفی هم در کار با استاد تجربیاتی به دست آوردم که هیچ وقت فرصت تجربه آنها را نداشته ام و فکر می کنم کار با استاد برای هر نوازنده موقعیت خاص و فرصتی استثنایی است و باید به نوعی این فرصت را غنیمت شمرد چراکه در طول تمرینهای مداوم فوت و فن، نوع ترکیب بندی سازها و سلیقه ای که ایشان در اجرا دارد را یاد می گیرم و من همکاری با استاد را کلاس درسی برای خودم می دانم و در عین حال هم کار کردن با جوانان را دوست دارم به همین دلیل برنامه کاری خودم را به گونه ای تنظیم می کنم که بتوانم به هر دو بخش از کارها برسم ضمن اینکه در کار با استاد صاحب تجربه هایی می شوم که آن را مستقیما به گروه جوان خورشید منتقل می کنم.
*همکاری با گروه موسیقی "آوا" تا حدی نام و فعالیت شمارا تحت الشعاع نام آقای شجریان قرار می دهد و به نوعی در سایه ایشان باقی می مانید برای آهنگساز و نوازنده پیشکسوتی مثل شما که چند گروه مستقل هم دارد ایراد نیست؟
- به موضوع خوبی اشاره کردید این انتقادی است که از سوی بسیاری از دوستانم بر من وارد است و من هم با کمال میل می شنوم اما نکته قابل توجه ای است که در کنار استاد شجریان کار کردن خواه ناخواه آدم را به سایه می کشاند ولی با وجود این حرف و حدیث ها من گمان می کنم که باید برخی از واقعیت ها را پذیرفت و هرکس جایگاه خود را در کار و حرفه اش بداند زمانی که جوان بودم و به نوعی علاقه مند به موسیقی صدای استاد را با ولع گوش می دادم و نکات بسیاری از ایشان یاد می گرفتم اصلا دیدن او برای من یک آرزو بود تا اینکه بعد از گذشت سال ها فرصتی دست داد تا کنار او باشم . به همین دلیل حتی اگر به واسطه این همکاری هم در حاشیه قرار بگیرم خوش آیند است ضمن اینکه اگر در کنار او ساز می زنم دلیل بر این نیست که من هم رتبه و هم سطح با ایشان هستم و من به هیچ عنوان چنین ادعایی نمی کنم و معتقدم که باید مرحله استاد و شاگردی راهمیشه در نظر داشت ضمن اینکه حضور در کنار استاد باعث می شود که یک نوازنده ، صاحب موقعیت ویژه تری در نگاه و قضاوت عمومی شود چراکه به واسطه شنیدن صدای استاد با طیف وسیعی از شنونده ها ارتباط برقرار می کند.
* به کنسرت آقای لطفی رفتید؟
- بله در هر سه شب مشتاقانه برای دیدن تار نوازی استادم به کاخ نیاوران رفتم.
* چطور بود ؟
- سئوال سختی است راجع به استادم نمی توانم حرفی بزنم من از این بزرگوار تاثیرات بسیاری گرفتم و در دوره ای که شاگرد ایشان بودم علاوه بر نوازندگی درس های بزرگی را نیز آموختم چرا که او یکی از بهترین الگوهای من در نوازندگی بوده است و به نظرمن در هر سه شب برنامه کامل و بی نقصی برگزار شد ولی با این اوصاف بسیاری از شنونده ها از برنامه شب اول راضی نبودند و خیلی ها شوکه شدند. یادم هست خیلی اتفاقی با شخصی که از شهرستان آمده بود برخورد کردم که انتظار داشت اثری مثل "گریه بید" را بشنود و من هم جواب دادم که این تصنیف را من هم دوست دارم اما ممکن است آثاری مثل " گریه بید" تنها یک باراتفاق بیافتد.
* جدا از محتوای کنسرت شیوه اجرا را چطور ارزیابی می کنید؟
- ببینید اجرای برنامه در طول دو ساعت و چگونگی برقراری ارتباط با مخاطب کار دشواری است و فکر می کنم اگر آقای لطفی در هر قسمت از برنامه یک ساز می زد شاید ارتباط بهتری با مخاطب برقرار می کرد و می توانست در طول دو ساعت شنونده را با خود همراه کند، اما متاسفانه چنین نشد و با تغییر سازها این ارتباط مدام در حال قطع و وصل شدن بود ضمن اینکه در بداهه نوازی، بداهه نواز مخاطب را با خودش همراه می کند و این همراهی نیاز به یک ارتباط دو طرفه دارد که در نهایت این ارتباط برقرار نشد البته خیلی از حاضرین هم فکر می کردند باید شاهد اجرایی عجیب و غریب باشند در نتیجه با توقع بالایی پای کنسرت نشستند.
ادامه ی گفت و گو را در " ادامه ی مطلب" بخوانید
| اگر دریافت وجه از هنرمندانی که می خواهند فعالیت کنند و کنسرت بگذارند از سوی نهادهای انتظامی قانونی است من هم به قانون احترام می گذارم. |
|
استاد محمد رضا شجریان با بیان این مطلب به خبرنگار مهر گفت : ما باید ببینیم که فلسفه وجودی اداره اماکن نیروی انتظامی چیست مگر غیر از این است که این اداره و نیروهای زحمتکش آن برای امنیت جامعه و سلامت افراد آن تلاش می کنند. |

استاد پرویز مشکاتیان



|
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، «محمدرضا شجريان» و «پرويز مشكاتيان» سالها در كنار هم موسيقيهاي به ياد ماندني را خلق كردند.اين ارتباط و همدلي تا آنجا ادامه يافت كه اين دو هنرمند كنسرتهاي بسياري را در داخل و خارج از كشور اجرا نمودند اما به يكباره و بر اثر برخي اختلافات و مشكلات اين دو استاد بزرگ موسيقي از هم جدا افتادند. |
|
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، عصر ديروز ميدان فاطمي مملو از ماشينهايي بود كه قصد داشتند سرنشينهايي خود را در آن ترافيك سنگين به تالار وزارت كشور برسانند. مقابل تالار و در شلوغي جمعيتي كه به آهستگي وارد فضاي داخلي تالار وزارت كشور ميشدند، چند جوان اقدام به فروش بليتهاي كنسرت با قيمتهاي گزاف ميكردند به طوري كه بليتهاي 25 هزار توماني را 60 هزار تومان ميفروختند. البته از آنجايي كه اين بار نحوه فروش بليت متفاوت بود تمام مسئولين برگزاري سعي در جلوگيري از به وجود آمدن بازار سياه كرده بودند كه متاسفانه چنين نشد. |
| اولین شب کنسرت پر هیاهوی گروه آوا به خوانندگی استاد محمدرضا شجریان دیشب در تالار بزرگ کشور برگزار شد. | |
|
به گزارش خبرنگار مهر، در این کنسرت، گروه آوا در دو بخش ماهور و شور، چهار تصنیف از محمدرضا شجریان و چند قطعه از ساخته های فرجپوری و درخشانی را با آواز استاد و پسرش اجرا کردند.
در این اجرا مجید درخشانی (تار)، محمد فیروزی (بریط)، سعیدفرجپوری(کمانچه)،حسن رضایی نیا(دف،دایره) وهمایون شجریان(تنبک و آواز) استاد را همراهی می کردند. کنسرت گروه آوا علاوه برامشب 9 مرداد در شب های 15،14،12،11مردادهم بدون تغییر در محتوای برنامه در تالار بزرگ کشور از ساعت 20 اجرا می شود. حاشیه * در اولین شب اجرای گروه آوا پرویز مشکاتیان،محمدرضا درویشی،هوشنگ ابتهاج، محمدرضا شفیعی کدکنی، بیژن و اردشیرکامکار، محمد موسوی(نی) و برخی از مسئولان فرهنگی از جمله خجسته ، حیدریان و...حضور داشتند. * شرکت پرویز مشکاتیان در این کنسرت بعد از اختلافاتی که بین شجریان و او در این سالهای اخیربروز کرده است برای نخستین بار صورت گرفت و حضور مشکاتیان در پشت صحنه وخوش آنها با هم می تواند نوید بخش همکاری مجدد این دو هنرمند برجسته باشد. * تمامی ظرفیت سالن تکمیل شده و پس ازآغاز برنامه که با نیم ساعت تاخیر شروع شد بیرون ازمحوطه تالارهیچ تجمعی نبود . * صدابرداری ضعیف که گفته می شد به علت نبود فرصت برای مسائل فنی چنین شده است نتوانست رضایت شنوندگان را به همراه داشته باشد. * تعدادی از نیروهای انتظامی با لباس رسمی در سالن کنسرت حضورداشتند و بیرون از محوطه هم نیروهای گشت و راهنمایی و رانندگی پی در پی در جهت تسهیل عبور و مرور اتومبیل ها تلاش می کردند. |
باده بگردان ساقیا
گزارشی از کنسرت شجریان در تهران
هر سه کنسرت سال های اخیر شجریان را رفته ام ، اما کنسرت امشب برای من چیز دیگری بود. به لطف استاد جای خوبی داشتیم ، در دو قدمی گروه ، آوازها و تصنیف ها هم این بار برایم دلچسب تر بود ، به خصوص تصنیف پایانی اش که استاد در پاسخ به ابراز احساسات مردم و درخواست "مرغ سحر" خواند ، با شعری از مولانا و آهنگ سعید فرجی پور که در گروه کمانچه می نواخت :
من از کجا ، پند از کجا ، باده بگردان ساقیا
آن جام جان افزای را بر ریز بر جان ساقیا
به خصوص وقتی که صدای همایون و استاد در هم می آمیخت و تکرار می شد :
باده بگردان ساقیا
من موسیقی بلد نیستم و تخصصی ندارم ، اما به نظرم صدای همایون شجریان این بار خیلی پخته تر شده بود و گاهی اگر نگاه نمی کردیم نمی توانستیم از صدای استاد تشخیص بدهیم .
این تصنیف زیبا تمام شد ، اما مردم رفتنی نبودند و باز هم مرغ سحر را می خواستند . چراغ های سالن را خاموش کردند ، اما مردم دست بردار نبودند . آن قدر سوت و کف زدند و استاد دوست داریم گفتند و مرغ سحر مرغ سحر گفتند که شجریان دوباره روی صحنه آمد . صدای سوت و کف تالار را پر کرد ، اما قرار نبود شجریان مرغ سحر را بخواند . زمزمه ای بین مردم بود که نمی گذارند بخواند . مردم خود شروع کردند :
مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرربار این قفس را
بر شکن و زیر و زبر کن
بلندگوهای سالن به کار افتاد . صدای موسیقی دیگری در سالن پیچید ، با صدای بلند تا صدای مرغ سحر خاموش شود ، اما مرغ سحر خواندن ادامه داشت . ما بیرون آمده بودیم اما هنوز صدای مرغ سحر به گوش می رسید . نمی دانم شب های دیگر هم کنسرت با همین شور و حال برگزار خواهد شد یا نه ، اما می دانم که هر کس به این کنسرت برود ضرر نخواهد کرد.
و اما درباره برخی چهره ها و دکور:
قبل از این که درباره دکور بنویسم ، فکر می کنم اگر خبر از آمدن پرویز مشکاتیان و هوشنگ ابتهاج بدهم بهتر باشد . آمدن این دو برخی از تماشاگران را خیلی خوشحال کرده بود .
دکور یک تابلوی مینیاتور بزرگ بود که فکر می کنم تلفیقی از مینیاتورهای آشنای ما ایرانیان بود . گروه هم لباس هایی با رنگ های بنفش و سبز و یشمی و آبی پوشیده بودند و هماهنگ با رنگ های پرده پشت شرشان بود که تمام فضا را پوشانده بود . در راست و چپ پرده بزرگ مینیاتوری هم چند پرده کوچک تر از نقوش ایرانی دیده می شد . در کل به نظرم جذاب آمد . ضمنا در مدر گوشه ای از پرده مینیاتور این شعر به چشم می خورد :
بود بلقیس و سلیمان را سخن
روزی اندر کشف سر خویشتن